تورو معتقد بود: بهترین حکومت آن است که کمتر حکومت کند
***
جیمز مدیسون اذعان کرده است پیگیری نفع فردی جزئی از نظام سیاسی ایالات متحده خواهد بود.
***
عضویت در سازمان های سیاسی دموکراسی خواهان ارتباط مستحکمی با طبقه ی اجتماعی دارد. احتمالا شهروندانی که درآمد بالا دارند به تعدادی از ساززمان هایی متعلقند که به حمایت سیاسی مشغولند. افراد فقیر در تعداد ناچیزی از سازمان های نفوذگر عضویت دارند پس یکی از دلایل اصلی این نکته که مادران مجرد در دولت نمایندگی کافی ندارند فقر مالی انها است. راه حل مدیسون برای مشکلی که خود مطرح کرده بود تلاش برای نظارت بر اثرات دسته های مختلف بود. یعنی انکه حکومت ملی را باید به گونه ای ساخت که یک یا چند دسته نتوانند بیش از حد نیرومند شوند. او امیدوار بود که در ایالات متحده شکل نمایندگی حکومت، جمعیت متنوع و مساحت بزرگ بتواند قدرت هر نوع دسته ی خاص را تعدیل کند.
***
در دموکراسی بیشتر مجالس قانونگذاری نمایندگان احترام زیادی به تجارب تاریخی این نهاد و اعضایی که این تجارب را تعبیر و تفسیر می کنند نشان می دهند. رویه های قانونگذاری در طول زمان شکل می گیرند و اعتبار خود را بیشتر از سنت ، سابقه و عادت می گیرد تا از مقررات صریح و مدون. حتی عبارت ساده ی فریب دهنده ای چون" تصمیمات باید به اکثریت آرا اتخاذ شود" به خودی خود، بر انکه بتوان در مجالس قانونگذاری به نتیجه رسید، کاملا غیر کافی و نابسنده است.
***
طرفداران محیط زیست پیوند نزدیکی بین تعمق دموکراسی و تحقق حمایت از محیط زیست و عدالت محیطی قائلند. به بیان دیگر دموکراسی بخشی از راه حل است و نه بخشی از مسئله.
***
جیمز مدیسون درباره ی تشکیل حکومت نوشت که باید تضمین شود حکومت نه تنها بر حکومت شونده بلکه بر خود نیز نظارت داشته باشد
***
ارسطو می گوید: برای دموکرات ها آزاد زادگی_ بیش از داشتن تبار والا یا ثروت زیاد یا مزیت فکری_ حق موجهی برای احراز منصب سیاسی و برای شرکت کردن در حکومت و تابع حکومت بودن ایجاد می کند.
***
اگرچه هیچ نظام سیاسی از گزند اختلال و انقراض در امان نیست اما نظام های دموکراتیک بسیار مشروع می توانند از بحران ها و چالش های سهمگین جان سالم به در ببرند. هر قدر مشروعیت یک حکومت عمیق تر باشد احتمال آنکه بتواند فشارهای شدید را تحمل کند بیشتر است. مگر آنکه دیکتاتوری باشند که بتوانند با زور و تزویر سرپا بمانند
***
کلید مصون ماندن دموکراسی از خطر سقوط آن است که رهبران بتوانند ائتلاف های جدید تشکیل دهند یا ائتلاف های قدیمی را دوباره تایید کنند تا به اقتصاد ملی سمت و سو دهند.
***
خصوصی سازی وسیع باعث نابودی چتر ایمنی گسترده اما بی سودی خواهد شد که در گذشته در قالب مدارس، فروشگاه ها و مراقبت های بهداشتی و درمانی از سوی دولت تامین می شود همچنین امکان فساد اقتصادی را بالا می برد. ضربه و تکانی که خصوصی سازی گسترده بر مردمان کشور وارد می کند چه بسا مستلزم تاخیر در آزادسازی سیاسی باشد تا از بروز اعتراض های اجتماعی که می تواند فرایند انتقال اقتصادی را به خطر افکند جلوگیری کند.
***
موسکا استاد نظریه دموکراتیک بر این باور بود که باید تعادلی میان نخبگان وجود داشته باشد تا هیچ گروه منفردی برای حکومت کردن برتری نیابد. . در مورد این تعادل فرایند"دفاع قضایی" است که به موجب ان نخبگان از طریق قوانین و فرایند مقتضی حکومت می کنند و در عین حال به آن ضوابط رفتار سیاسی و اخلاقی پایبندند . هر نوع دموکراسی پایدار و مقاوم باید صاحب مجموعه از نخبگان آزاد اندیش، متعادل و خردمندی باشد که در بقیه ی امعه به خوبی ریشه دوانده باشند.
**
فلسفه ی لیبرال دموکراتیک جدید حق برون کوچی را بنابر دلایل مختلف می پذیرند. حق مسافرت و انتخاب محل اقامت از اصول بنیادین آزادی فردی محسوب می شود. مفهوم دارا بودن یک پایگاه ثابت به دلیل شرایط ولادت امری غیر مشروع است. . جان لاک استدلال کرد که افراد باید آزاد باشند تا به جامعه ی مدنی دلخواه خود بپیوندند
***
مبنای نافرمانی مدنی معمولا اعتراضی اخلاقی یا مذهبی به خشونت و جنگ یا به طور کلی کشتاریا جنگ خاصی است که شخص را به آن احضار یا اجبار می کنند. نافرمانی فعل یا عملی است که بیشتر جنبه ی شخصی دارد تا عمومی به این معنا که بنابراین بودند کسانی که از جنگیدن در عملیات نظامی در اروپا طی جنگ جهانی اول و دوم خود داری کردند. بسیاری از کسانی که چنین کردند خواهان اطاعت از احکام وجدان یا اخلاق در اعمال خود بودند. نافرمانی مدنی به قصد آن است که جزئی از یک فرایند مدنی، عمومی یا سیاسی به شمار آید. این عمل به منظور تغییر دادن اوضاع و احوالی است که دیدگاه ها یا ارزش هایی را
که قبلا وجود نداشته اند یا از انها غفلت شده است به عرصه ی بحث و تبادل نظر عمومی بکشانند.
دموکراسی را حکومت مردم تعریف کنیم نه حکومت اکثریت مردم. نافرمانی مدنی اگر از این منظر نگریسته شود نه تنها تهدید یا خطری برای دموکراسی نیست بلکه یکی از وسایل دفاعی ان به عنوان آخرین راه چاره به شمار می رود.
***
در نظام ریاست جمهوری رئیس جمهور را مردم بر می گزینند خواه به نحو مستقیم خواه از طریق هیئت انتخاباتی . در نظام های پارلمانی مردم فقط نمایندگانشان- یعنی اعضای مجلس شورا- را انتخاب می کنند و مجلس به نوبه ی خود رئیس دولت را بر می گزیند.
***
در نظم پارلمانی فقط پارلمان ممشوعیت دموکراتیک دارد و پشتیبان نخست وزیر است یا با دادن رای عدم اعتماد حمایتش را از او سلب می کند. در نظام ریاست جمهوری رئیس جمهور و مجلس قانون گذاری هر دو مشروعیت دموکراتیک دارند
***
از دهه ی 1830 در ایالات متحد قضات از طریق انتخابات مردمی حزبی یا غیر حزبی برگزیده می شوند. انتخابات قضایی با اصول دموکراتیک از همه سازگار تر است.
***
موضوع دموکراسی باید مسئله ی مورد علاقه ی همیشگی و اصلی زندگی فکری و در واقع زندگی مدنی باشد.
***
یکی از عوامل مهمی که نافرمانی مدنی را از جرم و قانون شکنی متمایز می کند آن است که هدف نافرمانی مدنی تقویت و اصلاح نظام قانون مدنی ای است که از ان سرپیچی می شود نه از بین بردن آن نظام و درنتیجه لازم است نقصی که در درون نظام نیازمند اصلاح است علنی شود و در معرض آگاهی همگان قرار گیرد.
***
سیدنی هوک معتقد بود همه ی اندیشه ها را باید در برابر تجربه مورد آزمایش قرار داد.
سیمور مارتین لیپست
***
جیمز مدیسون اذعان کرده است پیگیری نفع فردی جزئی از نظام سیاسی ایالات متحده خواهد بود.
***
عضویت در سازمان های سیاسی دموکراسی خواهان ارتباط مستحکمی با طبقه ی اجتماعی دارد. احتمالا شهروندانی که درآمد بالا دارند به تعدادی از ساززمان هایی متعلقند که به حمایت سیاسی مشغولند. افراد فقیر در تعداد ناچیزی از سازمان های نفوذگر عضویت دارند پس یکی از دلایل اصلی این نکته که مادران مجرد در دولت نمایندگی کافی ندارند فقر مالی انها است. راه حل مدیسون برای مشکلی که خود مطرح کرده بود تلاش برای نظارت بر اثرات دسته های مختلف بود. یعنی انکه حکومت ملی را باید به گونه ای ساخت که یک یا چند دسته نتوانند بیش از حد نیرومند شوند. او امیدوار بود که در ایالات متحده شکل نمایندگی حکومت، جمعیت متنوع و مساحت بزرگ بتواند قدرت هر نوع دسته ی خاص را تعدیل کند.
***
در دموکراسی بیشتر مجالس قانونگذاری نمایندگان احترام زیادی به تجارب تاریخی این نهاد و اعضایی که این تجارب را تعبیر و تفسیر می کنند نشان می دهند. رویه های قانونگذاری در طول زمان شکل می گیرند و اعتبار خود را بیشتر از سنت ، سابقه و عادت می گیرد تا از مقررات صریح و مدون. حتی عبارت ساده ی فریب دهنده ای چون" تصمیمات باید به اکثریت آرا اتخاذ شود" به خودی خود، بر انکه بتوان در مجالس قانونگذاری به نتیجه رسید، کاملا غیر کافی و نابسنده است.
***
طرفداران محیط زیست پیوند نزدیکی بین تعمق دموکراسی و تحقق حمایت از محیط زیست و عدالت محیطی قائلند. به بیان دیگر دموکراسی بخشی از راه حل است و نه بخشی از مسئله.
***
جیمز مدیسون درباره ی تشکیل حکومت نوشت که باید تضمین شود حکومت نه تنها بر حکومت شونده بلکه بر خود نیز نظارت داشته باشد
***
ارسطو می گوید: برای دموکرات ها آزاد زادگی_ بیش از داشتن تبار والا یا ثروت زیاد یا مزیت فکری_ حق موجهی برای احراز منصب سیاسی و برای شرکت کردن در حکومت و تابع حکومت بودن ایجاد می کند.
***
اگرچه هیچ نظام سیاسی از گزند اختلال و انقراض در امان نیست اما نظام های دموکراتیک بسیار مشروع می توانند از بحران ها و چالش های سهمگین جان سالم به در ببرند. هر قدر مشروعیت یک حکومت عمیق تر باشد احتمال آنکه بتواند فشارهای شدید را تحمل کند بیشتر است. مگر آنکه دیکتاتوری باشند که بتوانند با زور و تزویر سرپا بمانند
***
کلید مصون ماندن دموکراسی از خطر سقوط آن است که رهبران بتوانند ائتلاف های جدید تشکیل دهند یا ائتلاف های قدیمی را دوباره تایید کنند تا به اقتصاد ملی سمت و سو دهند.
***
خصوصی سازی وسیع باعث نابودی چتر ایمنی گسترده اما بی سودی خواهد شد که در گذشته در قالب مدارس، فروشگاه ها و مراقبت های بهداشتی و درمانی از سوی دولت تامین می شود همچنین امکان فساد اقتصادی را بالا می برد. ضربه و تکانی که خصوصی سازی گسترده بر مردمان کشور وارد می کند چه بسا مستلزم تاخیر در آزادسازی سیاسی باشد تا از بروز اعتراض های اجتماعی که می تواند فرایند انتقال اقتصادی را به خطر افکند جلوگیری کند.
***
موسکا استاد نظریه دموکراتیک بر این باور بود که باید تعادلی میان نخبگان وجود داشته باشد تا هیچ گروه منفردی برای حکومت کردن برتری نیابد. . در مورد این تعادل فرایند"دفاع قضایی" است که به موجب ان نخبگان از طریق قوانین و فرایند مقتضی حکومت می کنند و در عین حال به آن ضوابط رفتار سیاسی و اخلاقی پایبندند . هر نوع دموکراسی پایدار و مقاوم باید صاحب مجموعه از نخبگان آزاد اندیش، متعادل و خردمندی باشد که در بقیه ی امعه به خوبی ریشه دوانده باشند.
**
فلسفه ی لیبرال دموکراتیک جدید حق برون کوچی را بنابر دلایل مختلف می پذیرند. حق مسافرت و انتخاب محل اقامت از اصول بنیادین آزادی فردی محسوب می شود. مفهوم دارا بودن یک پایگاه ثابت به دلیل شرایط ولادت امری غیر مشروع است. . جان لاک استدلال کرد که افراد باید آزاد باشند تا به جامعه ی مدنی دلخواه خود بپیوندند
***
مبنای نافرمانی مدنی معمولا اعتراضی اخلاقی یا مذهبی به خشونت و جنگ یا به طور کلی کشتاریا جنگ خاصی است که شخص را به آن احضار یا اجبار می کنند. نافرمانی فعل یا عملی است که بیشتر جنبه ی شخصی دارد تا عمومی به این معنا که بنابراین بودند کسانی که از جنگیدن در عملیات نظامی در اروپا طی جنگ جهانی اول و دوم خود داری کردند. بسیاری از کسانی که چنین کردند خواهان اطاعت از احکام وجدان یا اخلاق در اعمال خود بودند. نافرمانی مدنی به قصد آن است که جزئی از یک فرایند مدنی، عمومی یا سیاسی به شمار آید. این عمل به منظور تغییر دادن اوضاع و احوالی است که دیدگاه ها یا ارزش هایی را
که قبلا وجود نداشته اند یا از انها غفلت شده است به عرصه ی بحث و تبادل نظر عمومی بکشانند.
دموکراسی را حکومت مردم تعریف کنیم نه حکومت اکثریت مردم. نافرمانی مدنی اگر از این منظر نگریسته شود نه تنها تهدید یا خطری برای دموکراسی نیست بلکه یکی از وسایل دفاعی ان به عنوان آخرین راه چاره به شمار می رود.
***
در نظام ریاست جمهوری رئیس جمهور را مردم بر می گزینند خواه به نحو مستقیم خواه از طریق هیئت انتخاباتی . در نظام های پارلمانی مردم فقط نمایندگانشان- یعنی اعضای مجلس شورا- را انتخاب می کنند و مجلس به نوبه ی خود رئیس دولت را بر می گزیند.
***
در نظم پارلمانی فقط پارلمان ممشوعیت دموکراتیک دارد و پشتیبان نخست وزیر است یا با دادن رای عدم اعتماد حمایتش را از او سلب می کند. در نظام ریاست جمهوری رئیس جمهور و مجلس قانون گذاری هر دو مشروعیت دموکراتیک دارند
***
از دهه ی 1830 در ایالات متحد قضات از طریق انتخابات مردمی حزبی یا غیر حزبی برگزیده می شوند. انتخابات قضایی با اصول دموکراتیک از همه سازگار تر است.
***
موضوع دموکراسی باید مسئله ی مورد علاقه ی همیشگی و اصلی زندگی فکری و در واقع زندگی مدنی باشد.
***
یکی از عوامل مهمی که نافرمانی مدنی را از جرم و قانون شکنی متمایز می کند آن است که هدف نافرمانی مدنی تقویت و اصلاح نظام قانون مدنی ای است که از ان سرپیچی می شود نه از بین بردن آن نظام و درنتیجه لازم است نقصی که در درون نظام نیازمند اصلاح است علنی شود و در معرض آگاهی همگان قرار گیرد.
***
سیدنی هوک معتقد بود همه ی اندیشه ها را باید در برابر تجربه مورد آزمایش قرار داد.
سیمور مارتین لیپست
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر