۲۴.۳.۰۵

 به اسم تمدن و وطن پرستی، خودپسندی ها را نوعی و اجتماعی نموده و به این واسطه خصومت های ملی در سطح کره زمین ایجاد کرده هر گروهی آن را نزد خود وطن پرستی و ملیت نام نهاده و اتحاد و حمیتش خوانده اسباب این همه ظلم و بدی ها شده و می شوند.


صد و پنجاه مقاله، یادگار عصر جدید

تألیف: دکتر خلیل خان ثقفی اعلم‌الدوله

 بریزی: فرانکی، اگر عاشقت باشم ناراحت می‌شوی؟ مزاحم زندگی‌ات نمی‌شوم؛ فقط دلم می‌خواهد گاهی این را بگویم.

**

آیا وقتی پیرتر می‌شوی، به چیزی که در آینه می‌بینی باور می‌کنی و آنچه را در درونت احساس می‌کنی فراموش می‌کنی؟ اگر نتوانی همچنان عشق بورزی و عشق دریافت کنی، پس چه چیزی برای امید داشتن باقی می‌ماند؟

***

نمی‌فهمم چرا مردم این‌قدر درباره سن و سال سر و صدا می‌کنند. تنها چیزی که ثابت می‌کند این است که تو بیشتر از من روی این زمین بوده‌ای.


فیلم بریزی با بازی ویلیام هولدن، کی لنز 

کارگردان: کلینت ایستوود

 طفلک چنان خاطره بدی از زندگی خانوادگی دارد که زندانش را به آن ترجیح می دهد.  

**


چنان به همه چیز بی اعتنا شده و ضعف روحیش به چنان درجه ای رسیده است که اگر چند ماه در این حالت رخوت بماند دیگر بازگرداندن سلامتش محال است.

**

نیمی از همه زیان هایی که در این دنیا به دیگران رسانیده می شود از جانب کسانی است که می خواهند احساس اهمیت کنند. 

رمان خانواده تیبو جلد نخست

روژه مارتین دوگار ترجمه ابوالحسن نجفی

 هر لحظه آغاز تازه ای نیست، زندگی فقط مداومت است.

نمایشنامه مهمانی کوکتل

تی اس الیوت

تاریخ ادبیات انگلیس لطفعلی صورتگر

 وقتی داستان های فرانسوی به انگلستان راه یافتند موضوعات دیگر مانند عشق و حوادث عجیب که خواستگاران در پیش دارند و کارهای شگفت انگیزی که برای به دست آوردن دلبند خویش باید انجام دهند با آنها آمیخته بود و گویندگان انگلیسی از این منابع آنچه خواستند بی هیچ گونه تامل اخذ کردند. 

۱۷.۳.۰۵

خانم بهاریان بهمن سقایی

 خوب من یک کودک رشد نکرده باقی مانده ام چه فرقی می کند نمی خواهم از این بازی مسخره ی اخلاق مشق بیاموزم نمی خواهم تابع محیط و گذشت زمان باشم.

۱۵.۳.۰۵

Gangubai Kathiawadi 2022

با وجود توهین هایی که به من زده می شود 
وقتی معشوقم هنگام غروب به دیدارم آمد
من مثل ماه می درخشم.
**
مردم فکر می کنن ما صادق نیستیم مشکلی نیست ما این کار غیرصادقانه رو با صداقت کامل انجام می دیم. 
**
مردان محله شما به محله ما می آیند اما چرا فقط محله ما بدنام است؟
فیلم
Gangubai Kathiawadi 2022
داستان فیلم بر اساس رویدادهای واقعی و کتاب «ملکه‌های مافیای بمبئی» ساخته شده، زنی که فحشا را "قانونی"کرد تا از انها در اجتماع حمایت شود. ظهور دختر جوانی را روایت می‌کند که پس از فریب خوردن و فروخته شدن به یک فاحشه‌خانه، به رهبر قدرتمند و مدافع حقوق زنان در منطقه کاماتیپور بمبئی تبدیل می‌شود.

آه، اسفندیار مغموم

دریغا که همواره دانا توانا نیست.
**
بانوی من، اندوهت نصیب اهریمن شود که اندوهت عظمت رویین تن دارد. 

آه، اسفندیار مغموم
نمایشنامه 
یارعلی پورمقدم

Diary of Telephone operator 1969

کلودیا: باید یه دلیل محکم داشته باشی.
هر وقت میری بیرون وحشت می کنم که برنگردی
کلودیا کاردیناله: این دلیل باارزشی هست ولی محکم نیست.

حالا چرا باید محکم باشه دنیا پر از چیزای محکم و حال به هم زنه‌ می فهمی.
فیلم
Diary of Telephone operator 1969

۳.۳.۰۵

ادبار و آینه مجموعه داستان محمود دولت آبادی

 حالتی درمانده داشت، حالتی که هر انسان دقیقی را به اندیشه و تاثر وا می دارد. حالتی که بیشتر مردم را می ترساند و یک دسته از آنها را به سوی خود می کشاند. حالتی که بیشتر در تنهایی به سراغ آدم می آید. کم کم حس می کرد به غیر از خودش به یک نفر دیگر احتیاج دارد، به کسی که بتواند با او حرف بزند، برایش دردل کند، از گذشته بگوید، راجع به مردم گفتگو کند. به کسی محتاج است که بتواند رنج را هضم کند. در یک لحظه قلبش لرزید و حس کرد که در این موقع به مصاحبت یک گدا، یک مسلول یا یک زندانی رنجور احتیاج دارد. حس می کرد به صداقت یک دهقان و یا حالت جوانمردانه یک کارگر در وقت کار و یا اندوه صادقانه یک مادر احتیاج دارد. 

حس کرد به مصاحبت یک فاحشه بیشتر از یک زن دیگر احتیاج دارد. یک فاحشه پیر که گداخته شده باشد. فاحشه ای که همه گذشته اش را زیر پوست بدنش و در لابه لای پرده های کبره بسته قلبش قایم کرده باشد.

۲.۳.۰۵

Camille 1936

 مارگریت: شاید بهتر باشد که من در قلب تو زندگی کنم، جایی که دنیا نمی‌تواند مرا ببیند. اگر من بمیرم، هیچ لکه‌ای بر عشق ما نخواهد ماند.

فیلم

Camille 1936

Daisy Kenyon 1944

 _ ما ادمای بزرگ شده ای هستیم.

_ تصور می کنم وقتی مردم درمورد اینکه چقدر بزرگ شدن صحبت می کنن معنیش اینه که خیلی مطمئن نیستن‌.

***

اگه می خوای کاری به نفع دیگران انجام بدی باید متواضع باشی. 

Daisy Kenyon 1944

با بازی هنری فوندا

 اون به طور خاص زیبا، باهوش و صمیمی نیست اما یه زن واقعیه و به خاطر همینه که ما دوسش داریم و همه مردا آرزوی داشتنش رو می کنن. با این وجود چرا اون حضورش رو به عنوان هدیه به ما داد؟ به خاطر اینکه ما باهاش مثل یه ملکه رفتار می کنیم.

فیلم

Jules and Jim 1962

 پادشاه کشور اعلام کرد: هر کس از همه بالاتر بپرد دخترم را به او می دهم. 

کک پیش از همه خودش را معرفی کرد. رفتار خیلی خوبی داشت، از طرفی خون چند دختر در تنش بود و به جامعه انسانی خو گرفته و این امر در او اثر گذاشته بود. 


دختر کبریت فروش و 53 قصه دیگر از کریستین اندرسن

 گل بلور فریاد زد: خورشید منم همرات ببر. منو بچین تو گلدون اتاقت بذار. منم می خوام سرزمین های بزرگ تری رو تماشا کنم: اون آدم هایی رو که با هم دشت ها رو اباد می کنن، باغ ها رو پر گل می کنن. 

خورشید کفت: اکه همراه من بیای آب می شی، دیگه نمی تونی گل بلور باشی. تو حالا خیلی از من دوری، همه ی گرمی من به تو نمی رسه. 

گل بلور گفت: من از بین نمی رم می خوام همراه تو برای دوستات روشنایی ببرم. 

خورشید گفت بریم. 

نزدیک شهرها بود که گل بلور گفت: خورشید منو بالاتر ببر منو بزن به سینهَ ت.

خورشید گل بلور را بالاتر برد و گفت: الان آب می شی.

گل بلور گفت: عیبی نداره اونوقت همراه تو صبح رو برای همه مردم می برم. 


داستان گل بلور و خورشید _ فریده فرجام


این نویسنده داستان های کودک رو از تو مصاحبه تاریخ شفاهی هاروارد شناختم اونجا ناراحت بود که آثارش تو ایران مورد توجه قرار نگرفته.

 احساس هایی هست که وقتی در دل آدم بیدار می شه اونو به آسمون می بره.

رمان آسیا 

تورگنیف

۲۸.۲.۰۵

خشایار دیهیمی: وقتی اندیشه هایی خارج از بستر تاریخی شان عرضه می شوند امکان سوفهم این اندیشه ها بسیار بالاتر می رود. مثلا شاید در میان قشر کتابخوان ما اکثرا از اندیشه های هابز و لاک و دکارت و کانت و بسیاری دیگر از متفکران باخبر باشند اما تعداد قلیلی از آنچه در دوران آنها می گذشته است، چه تحولات سیاسی و اجتماعی اطلاع دارند. چنین وضعی این خطر را در پی دارد که اندیشه ها نزد ما جنبه ی هر چه بیشتر انتزاعی پیدا کنند و آن فایده ای که خواندن این کتاب ها باید به ما برساند یعنی قدرت تحلیل و ربط دادن وضع مادی به برآمدن اندیشه ها را به حداقل برساند.
**
مزیت اخلاق بر بی اخلاقی همه به دیده شدن وابسته هستند. افراد بیش از اخلاقی بودن، از اخلاقی نمایی سود می برند.
**
فاصله تنها به کاهش حس همدردی نمی انجامد، بلکه احساس مسئولیت را نیز کاهش می دهد.


انسانیت _ تاریخ اخلاقی سده بیستم
نوشته: جاناتان گلاور
ترجمه: افشین خاکباز
ویراستار: خشایار دیهیمی

۱۸.۲.۰۵

مقامات حمیدی

عماد اصفهانی گوید: هر نویسنده ای که امروز کتابی بنویسد فردا که آن کتاب و نوشته ی خود را مورد دقت قرار دهد با خود می گوید اگر این عبارت تغییر پیدا کند و اگر فلان کلمه اضافه شود نیکوتر می باشد و اگر فلان لفظ از جمله حدف شود کلام زیباتر می باشد و این بهترین درس عبرت است که بشر هیچگاه دستخوش خودپسندی نشود و بداند که به هر مرتبه ای از هنر و دانش برسد باز به نهایت کمال نرسیده است.
**
گفت ای پیر به آشنایی دل در این آشیانه آمدی یا چون دیگران به نظاره ی دیوانه؟

مقامات حمیدی
تألیف: قاضی حمیدالدین عمر بن محمود بلخی

۶.۲.۰۵

 ما همیشه در تاریکی نتایج بهتری می گیریم.

رمان شاهد بی زبان آگاتا کریستی

پ.ن: هربار یه اثر از کریستی می خونم می گم کاش یکی ازش می پرسید چجوری تونسته این همه رمان جنایی بنویسه و مثل هم نباشه.

اغاز قانونگذاری تاریخ حقوق بین النهرین

 شخص قبل از دولت وجود دارد. الواح حقوقی خط میخی این برتری انسان بر سیاست را به خوبی روشن می کند.

***

برای ما مجازات های حمورابی سخت و وحشیانه به نظر می رسد به ویژه آنها که قصاص را تجویز می کنند. با این حال این نوع مجازات در زمان حمورابی نوآوری بود و می توان آن را پیشرفتی در نظریه حقوقی تلقی کرد. قصاص را در اینجا دولت مطالبه می نمود نه طرف زخم خورده. 

پیش از زمان حمورابی جرایمی شبیه تجاوز جنسی، جرایم علیه اجتماع تلقی نمی شدند بلکه آنها را خطای مدنی می دانستند که ممکن بود با پرداخت جریمه جبران شود. در زمان حمورابی مفهوم جرم عمومی توسعه یافت و جرایم خصوصی را هم دربر گرفت 

**

قانون نامه های خط میخی را نباید کم اهمیت شمرد. آن ها از دستاورد فکری قابل توجهی حکایت می کنند و به روندی که قانون نامه های اوخر دوره ی باستان و از آنجا به قوانین موضوعه ی جدید غربی انجامید کمک بسیار مهمی کردند. 

۲۲.۱.۰۵

کتاب دلهره‌ مدام گریختن سابیر هاکا

 .کافی است اعتراف کنم من به درد زندگی در اجتماع نمی خورم

***

برای من تنها چیزی که اهمیت داشته و دارد این است که چه چیزی از او یک نویسنده ساخته، چه چیز او را وادار به نوشتن کرده است. 

**

از لحظه ای که خودم را شناختم جز حس تنفر از زندگی همه انسان ها چیزی به خاطر ندارم چنان که می توانم بگویم اگر نوشتن نبود باید خیلی ها را می کشتم. 

** 

ادبیات دست هایم را گرفت و به دنبال خود کشاند، بیرونم کشید، بغلم کرد، راهم برد، هیچوقت نشد بداخلاقی اش را ببینم خم به ابرو نیاورد و هرگاه که خسته می شدم کولم گرفت. 

***

من عشق بودم

پیش از آنکه انسان بوده باشم.


۲۰.۱.۰۵

میان گذشته و آینده هانا آرنت

ما نخست در داد و ستد با دیگران، و نه داد و ستد با خود است که از آزادی یا ضد آن آگاه می شویم.
**
از دیدگاه سیاست حقیقت ویژگی مستبدانه ای دارد. به این سبب خودکامگان از آن متنفرند و از اجباری هراس دارند که نمی توانند در انحصار خود درآورند.
***

آزادی جایی شروع می شود که سیاست پایان می پذیرد، زیرا می بینیم وقتی ملاحظات به اصطلاح سیاسی بر چیزهای دیگر اولویت می یابد، آزادی از بین می رود. آیا حقیقت ندارد که همه ما به نوعی باور داریم که سیاست فقط تا آنجا با آزادی سازگار است که برای ما امکان آزادی از سیاست را فراهم کند؟
**
هنرهای نمایشی شباهت نزدیکی با سیاست دارند. هنرمندان هنرهای نمایشی، رقصندگان، هنرپیشگان، نوازندگان و امثال آنها به جماعتی نیاز دارند تا بتوانند مهارت خود را به نمایش بگذارند؛ درست همانطور که کنشگران به حضور افراد دیگر نیازمندند تا بتوانند در برابر آنها ظاهر شوند.
**
انسان حتی برای ترک چهار دیواری امن خانه و گام نهادن در قلمرو همگانی به شجاعت نیاز دارد، نه به دلیل خطرهای خاصی که ممکن است در کمین او باشند، بلکه به این سبب که در قلمرویی گام می نهد که مراقبت از زندگی اعتبار خود را از دست داده است.

۲.۱.۰۵

امتناع تفکر در فرهنگ دینی

دموکراسی پیش از آنکه از حقوق ها و هدف های آن به صورت قوانین تصویب شده در آیند، باید در رفتار برونی و درونی میان مرد و زن، همسرها، مردم اعم از دوست و دشمن نسبت به هم و در برابر هم بازتابد و اثرش را نشان دهد بی آنکه نام محض "سلطنتی" یا "جمهوری" به ترتیب چون نماد ملی یا نام و شاخص صوری در اداره ی سیاسی یک کشور برای تضمین جنبه ی حقوقی و اجتماعی دموکراسی ضرورت یا اهمیت داشته باشد. 
**
مردانشاه پسر زادان فرخ، کاتب و دیوانسالار ایرانیِ حجاج پس از مرگ پدر، پدری که در حیاتش به هر وسیله ای از عربی شدن دیوان توسط معاونش صالح بن عبدالرحمن ممانعت کرده بود، چون به قصد و نقشه ی صالح در برگرداندن دیوان به عربی پی می برد خطاب به او می گوید: "خداوند ریشه ات را از جهان برکند، به همان گونه که ریشه ی پارسی را برکندی. 

۲۴.۱۲.۰۴

رمان کتاب دزد

 معلق می مانم و تماشا می کنم تا حقیقتی عفونت کرده و چرکین شروع کند به خونریزی و شفاف شدن

۲۹.۱۱.۰۴

 در زمانی که زبان سانسکریت نیای جمله ی زبان های هند و اروپایی و هندوستان میهن اصلی اقوام هندواروپایی شمرده می شد، نامی که هندیان عهد باستان به خود نهاده بودند یعنی "اریا" را دانشمندان به تمام اقوامی که به زبان های هند واروپایی سخن می گفتند، بسط دادند. بعدها ثابت شد که هندوستان میهن اصلی هندو اروپاییان نیست و در دوران متاخری به آنجا آمدند و زبان سانسکریت را هم به هیچ وجه نمی توان نیای زبان های هند و اروپایی محسوب داشت. بدین سب به کار بستن زبان ها و اقوام آریایی در مورد همه ی سخنگویان به زبان های هند و اروپایی عملی غیر علمی بود و متروک گشت. بعدها این اصطلاح را فاشیزم آلمان اخذ کرد و به آن معنی و اهمیت نژادی داد حال آنکه علما هیچ گاه چنین معنی برای آن قائل نبودند.

۲۵.۱۱.۰۴

مانگدیم و خورشیدچهر به آذین

چرا نمی گذارند گل زندگی کند؟ برای خودش، نه برای منِ خودخواه که هوس می کنم اتاقم را با نعش گل رنگ و رو ببخشم؟ 

۱۵.۱۱.۰۴

نامه های عین القضات جلد دوم

 هر چه می نویسم پنداری دلم در آن خوش نیست و بیشتر آنچه می نویسم در این روزها همه آن است که یقین ندانم که نوشتن آن بهتر است از نانوشتن. 

عین القضات

۹.۱۱.۰۴

هر وقت اینها تصمیم بگیرند بنده نی نی کوچولوام و هر وقت تصمیم بگیرند دختر ترشیده ی توی خانه مانده 

۳۰.۱۰.۰۴

 فریاد زدم چرا منو همینجوری که هستم دوست ندارید؟ من نابغه نیستم. 

**

فقط یه جور دختر تو این خونه می تونه زندگی کنه، دختر مطیع!

داستان دو نوع از امی تان

کتاب خوش بین ها؛ داستان های کوتاه جهان 

نویسنده:ریچارد فورد، فضیله الفاروق ، امی تان

مترجم:محمدعلی مهمان‌نوازان

انتشارات:علمی و فرهنگی

۲۵.۱۰.۰۴

شب ملخ جواد مجابی

 می ترسم از سقوط ...

- از خیالاتت می ترسی، این ارتفاع پر شده است از عادت کهنه ی خانواده ها، تلقین ریش سفیدها و گیس سفیدها، اخلاق ریاکارانه. 

***

کسی به فکر تو نیست،تو فراموش شده ای باغ بهاری،فرود آی بر سرنوشت خویش.