یکی از علل پرشمار شکست بریتانیا در حمله به قلمرو عثمانی در 1915 این بود که نیروی مهاجم تنها یک نقشه از شبه جزیره داشت که معلوم شد آن هم غلط بوده است. سیاستمداران نیز مانند ارتشی ها می دانستند که در خاورمیانه سروکارشان با مناطقی عملا بی نقشه است. 😁
کتاب صلحی که همه صلح ها را بر باد دادمغز آکبند
بسیار شبیه به مغزهای دیگر، ولی استفاده نشده و آکبند
۲۱.۴.۰۵
۱۴.۴.۰۵
مقالات ادبی جلال الدین همایی
بیرونی نخستین دانشمندی است که پرده از راز مهم تاریخی برداشت و به جهانیان اگاهی داد که حفر کانال سوئز از اثار داریوش شاهنشاه هخامنشی است.
**
او نخستین کسی است که از طرز حساب و عددنویسی هندی اطلاع دقیق به هم رسانید و نتیجه ی آن را انتقال داده است.
**
ابوریحان در کشف امریکا یعنی اطلاع یافتن و اطلاع دادن به اینکه چنان سرزمینی در دنیا وجود دارد سهمی وافر و نصیبی قابل توجه دارد. حدود پنج قرن قبل از اینکه کریستف کلمب آمریکا را کشف کرده و در آن سرزمین پا گذاشته باشد، از روی اصول و قواعد علمی حدس زده بود که در ربع مقاطر ربع مسکون شمالی خشکی دیگری نیز وجود دارد و دو ربع مقاطر دیگر را آب دریاها گرفته و در آب فرو رفته است و لابد همین دریاها مابین این دو قاره جدایی انداخته اند.
۲۴.۳.۰۵
به اسم تمدن و وطن پرستی، خودپسندی ها را نوعی و اجتماعی نموده و به این واسطه خصومت های ملی در سطح کره زمین ایجاد کرده هر گروهی آن را نزد خود وطن پرستی و ملیت نام نهاده و اتحاد و حمیتش خوانده اسباب این همه ظلم و بدی ها شده و می شوند.
صد و پنجاه مقاله، یادگار عصر جدید
تألیف: دکتر خلیل خان ثقفی اعلمالدوله
بریزی: فرانکی، اگر عاشقت باشم ناراحت میشوی؟ مزاحم زندگیات نمیشوم؛ فقط دلم میخواهد گاهی این را بگویم.
**
آیا وقتی پیرتر میشوی، به چیزی که در آینه میبینی باور میکنی و آنچه را در درونت احساس میکنی فراموش میکنی؟ اگر نتوانی همچنان عشق بورزی و عشق دریافت کنی، پس چه چیزی برای امید داشتن باقی میماند؟
***
نمیفهمم چرا مردم اینقدر درباره سن و سال سر و صدا میکنند. تنها چیزی که ثابت میکند این است که تو بیشتر از من روی این زمین بودهای.
فیلم بریزی با بازی ویلیام هولدن، کی لنز
کارگردان: کلینت ایستوود
طفلک چنان خاطره بدی از زندگی خانوادگی دارد که زندانش را به آن ترجیح می دهد.
**
چنان به همه چیز بی اعتنا شده و ضعف روحیش به چنان درجه ای رسیده است که اگر چند ماه در این حالت رخوت بماند دیگر بازگرداندن سلامتش محال است.
**
نیمی از همه زیان هایی که در این دنیا به دیگران رسانیده می شود از جانب کسانی است که می خواهند احساس اهمیت کنند.
رمان خانواده تیبو جلد نخست
روژه مارتین دوگار ترجمه ابوالحسن نجفی
تاریخ ادبیات انگلیس لطفعلی صورتگر
وقتی داستان های فرانسوی به انگلستان راه یافتند موضوعات دیگر مانند عشق و حوادث عجیب که خواستگاران در پیش دارند و کارهای شگفت انگیزی که برای به دست آوردن دلبند خویش باید انجام دهند با آنها آمیخته بود و گویندگان انگلیسی از این منابع آنچه خواستند بی هیچ گونه تامل اخذ کردند.
۱۷.۳.۰۵
خانم بهاریان بهمن سقایی
خوب من یک کودک رشد نکرده باقی مانده ام چه فرقی می کند نمی خواهم از این بازی مسخره ی اخلاق مشق بیاموزم نمی خواهم تابع محیط و گذشت زمان باشم.
۱۵.۳.۰۵
Gangubai Kathiawadi 2022
آه، اسفندیار مغموم
Diary of Telephone operator 1969
۳.۳.۰۵
ادبار و آینه مجموعه داستان محمود دولت آبادی
حالتی درمانده داشت، حالتی که هر انسان دقیقی را به اندیشه و تاثر وا می دارد. حالتی که بیشتر مردم را می ترساند و یک دسته از آنها را به سوی خود می کشاند. حالتی که بیشتر در تنهایی به سراغ آدم می آید. کم کم حس می کرد به غیر از خودش به یک نفر دیگر احتیاج دارد، به کسی که بتواند با او حرف بزند، برایش دردل کند، از گذشته بگوید، راجع به مردم گفتگو کند. به کسی محتاج است که بتواند رنج را هضم کند. در یک لحظه قلبش لرزید و حس کرد که در این موقع به مصاحبت یک گدا، یک مسلول یا یک زندانی رنجور احتیاج دارد. حس می کرد به صداقت یک دهقان و یا حالت جوانمردانه یک کارگر در وقت کار و یا اندوه صادقانه یک مادر احتیاج دارد.
حس کرد به مصاحبت یک فاحشه بیشتر از یک زن دیگر احتیاج دارد. یک فاحشه پیر که گداخته شده باشد. فاحشه ای که همه گذشته اش را زیر پوست بدنش و در لابه لای پرده های کبره بسته قلبش قایم کرده باشد.
۲.۳.۰۵
Camille 1936
مارگریت: شاید بهتر باشد که من در قلب تو زندگی کنم، جایی که دنیا نمیتواند مرا ببیند. اگر من بمیرم، هیچ لکهای بر عشق ما نخواهد ماند.
فیلم
Camille 1936
Daisy Kenyon 1944
_ ما ادمای بزرگ شده ای هستیم.
_ تصور می کنم وقتی مردم درمورد اینکه چقدر بزرگ شدن صحبت می کنن معنیش اینه که خیلی مطمئن نیستن.
***
اگه می خوای کاری به نفع دیگران انجام بدی باید متواضع باشی.
Daisy Kenyon 1944
با بازی هنری فوندا
گل بلور فریاد زد: خورشید منم همرات ببر. منو بچین تو گلدون اتاقت بذار. منم می خوام سرزمین های بزرگ تری رو تماشا کنم: اون آدم هایی رو که با هم دشت ها رو اباد می کنن، باغ ها رو پر گل می کنن.
خورشید کفت: اکه همراه من بیای آب می شی، دیگه نمی تونی گل بلور باشی. تو حالا خیلی از من دوری، همه ی گرمی من به تو نمی رسه.
گل بلور گفت: من از بین نمی رم می خوام همراه تو برای دوستات روشنایی ببرم.
خورشید گفت بریم.
نزدیک شهرها بود که گل بلور گفت: خورشید منو بالاتر ببر منو بزن به سینهَ ت.
خورشید گل بلور را بالاتر برد و گفت: الان آب می شی.
گل بلور گفت: عیبی نداره اونوقت همراه تو صبح رو برای همه مردم می برم.
داستان گل بلور و خورشید _ فریده فرجام
این نویسنده داستان های کودک رو از تو مصاحبه تاریخ شفاهی هاروارد شناختم اونجا ناراحت بود که آثارش تو ایران مورد توجه قرار نگرفته.
۲۸.۲.۰۵
۱۸.۲.۰۵
مقامات حمیدی
۶.۲.۰۵
اغاز قانونگذاری تاریخ حقوق بین النهرین
شخص قبل از دولت وجود دارد. الواح حقوقی خط میخی این برتری انسان بر سیاست را به خوبی روشن می کند.
***
برای ما مجازات های حمورابی سخت و وحشیانه به نظر می رسد به ویژه آنها که قصاص را تجویز می کنند. با این حال این نوع مجازات در زمان حمورابی نوآوری بود و می توان آن را پیشرفتی در نظریه حقوقی تلقی کرد. قصاص را در اینجا دولت مطالبه می نمود نه طرف زخم خورده.
پیش از زمان حمورابی جرایمی شبیه تجاوز جنسی، جرایم علیه اجتماع تلقی نمی شدند بلکه آنها را خطای مدنی می دانستند که ممکن بود با پرداخت جریمه جبران شود. در زمان حمورابی مفهوم جرم عمومی توسعه یافت و جرایم خصوصی را هم دربر گرفت
**
قانون نامه های خط میخی را نباید کم اهمیت شمرد. آن ها از دستاورد فکری قابل توجهی حکایت می کنند و به روندی که قانون نامه های اوخر دوره ی باستان و از آنجا به قوانین موضوعه ی جدید غربی انجامید کمک بسیار مهمی کردند.
۲۲.۱.۰۵
کتاب دلهره مدام گریختن سابیر هاکا
.کافی است اعتراف کنم من به درد زندگی در اجتماع نمی خورم
***
برای من تنها چیزی که اهمیت داشته و دارد این است که چه چیزی از او یک نویسنده ساخته، چه چیز او را وادار به نوشتن کرده است.
**
از لحظه ای که خودم را شناختم جز حس تنفر از زندگی همه انسان ها چیزی به خاطر ندارم چنان که می توانم بگویم اگر نوشتن نبود باید خیلی ها را می کشتم.
**
ادبیات دست هایم را گرفت و به دنبال خود کشاند، بیرونم کشید، بغلم کرد، راهم برد، هیچوقت نشد بداخلاقی اش را ببینم خم به ابرو نیاورد و هرگاه که خسته می شدم کولم گرفت.
***
من عشق بودم
پیش از آنکه انسان بوده باشم.
۲۰.۱.۰۵
میان گذشته و آینده هانا آرنت
۲.۱.۰۵
امتناع تفکر در فرهنگ دینی
۲۴.۱۲.۰۴
رمان کتاب دزد
معلق می مانم و تماشا می کنم تا حقیقتی عفونت کرده و چرکین شروع کند به خونریزی و شفاف شدن
۲۹.۱۱.۰۴
در زمانی که زبان سانسکریت نیای جمله ی زبان های هند و اروپایی و هندوستان میهن اصلی اقوام هندواروپایی شمرده می شد، نامی که هندیان عهد باستان به خود نهاده بودند یعنی "اریا" را دانشمندان به تمام اقوامی که به زبان های هند واروپایی سخن می گفتند، بسط دادند. بعدها ثابت شد که هندوستان میهن اصلی هندو اروپاییان نیست و در دوران متاخری به آنجا آمدند و زبان سانسکریت را هم به هیچ وجه نمی توان نیای زبان های هند و اروپایی محسوب داشت. بدین سب به کار بستن زبان ها و اقوام آریایی در مورد همه ی سخنگویان به زبان های هند و اروپایی عملی غیر علمی بود و متروک گشت. بعدها این اصطلاح را فاشیزم آلمان اخذ کرد و به آن معنی و اهمیت نژادی داد حال آنکه علما هیچ گاه چنین معنی برای آن قائل نبودند.
۲۵.۱۱.۰۴
مانگدیم و خورشیدچهر به آذین
۱۵.۱۱.۰۴
نامه های عین القضات جلد دوم
هر چه می نویسم پنداری دلم در آن خوش نیست و بیشتر آنچه می نویسم در این روزها همه آن است که یقین ندانم که نوشتن آن بهتر است از نانوشتن.
عین القضات