آنچه هنر گچ بری را از سطحی ایستا به تجسمی زنده تبدیل می کند، تعامل آن با نور است. در گچبری حجم زاده ی روشنایی است. برجستگی ها نور را می گیرند، فرورفتگی ها سایه می سازند، و این تاوب میان روشنایی و تاریخی، گچبری را به اثری پویا بدل می کند که در هر لحظه تصویری تازه از خود می آفریند.
***
گچبری بیش از آنکه بر سطوح بنشیند، در ادراک ناظر جاری می شود و فضایی را پدید می آورد که در آن معماری و هنر درهم تنیده و بی مرز می شوند.
**
هنر گچبری در دوره ی ساسانی ترکیبی از نظم ریاضی، فلسفه ی کیهانی و زیبایی شناسی بود که در خدمت معماری قرار گرفت. این هنر نه صرفا یک تکنیک، بلکه تجلی اندیشه ای بود که تلاش داشت نور را در ماده و معنا را در فرم به تصویر بکشد.
***
معماری ایران بیانی از هوش فضایی است. گچ بری هنری که از سنت برمی خیزد اما همواره امکان زایشی نوین را در دل خود حفظ کرده است.
**
گچ بری های ساسانی به دلیل تکنیک های پیشرفته و طرح های غنی، تاثیرمستقیمی بر هنرهای تزیینی اسلامی داشتند. بسیاری از عناصر تزیینی مانند قوش هندسی و گیاهی که در معماری اسلامی به کار رفته اند، ریشه در هنر ساسانی دارند.
**
خط، برجستگی، سایه و نورهر کدام به مثابه عناصری هستند که معادله ی فضایی را شکل می دهند. گویی نقش ها در مواجه با نور هویت جدیدی به خود می گیرند. این هنر گواهی بر هوشمندی طراحان و سازندگان ایرانی است که از متریالی ساده، ساز و کاری پیچیده آفریده اند.
***
هنرمندان با بهره گیری از عمق پردازی، این امکان را فراهم کردند که هر بخش از گچ بری در ساعات مختلف روز و با تغییر زاویه ی تابش نور جلوه ای متفاوت به خود بگیرد. به همین دلیل گچ بری هنری زمان مند است.
گچ بری در معماری ساسانی حامد محمدپور، بهنام قربانی برزگر