۲.۳.۰۵

Camille 1936

 مارگریت: شاید بهتر باشد که من در قلب تو زندگی کنم، جایی که دنیا نمی‌تواند مرا ببیند. اگر من بمیرم، هیچ لکه‌ای بر عشق ما نخواهد ماند.

فیلم

Camille 1936

Daisy Kenyon 1944

 _ ما ادمای بزرگ شده ای هستیم.

_ تصور می کنم وقتی مردم درمورد اینکه چقدر بزرگ شدن صحبت می کنن معنیش اینه که خیلی مطمئن نیستن‌.

***

اگه می خوای کاری به نفع دیگران انجام بدی باید متواضع باشی. 

Daisy Kenyon 1944

با بازی هنری فوندا

 اون به طور خاص زیبا، باهوش و صمیمی نیست اما یه زن واقعیه و به خاطر همینه که ما دوسش داریم و همه مردا آرزوی داشتنش رو می کنن. با این وجود چرا اون حضورش رو به عنوان هدیه به ما داد؟ به خاطر اینکه ما باهاش مثل یه ملکه رفتار می کنیم.

فیلم

Jules and Jim 1962

 پادشاه کشور اعلام کرد: هر کس از همه بالاتر بپرد دخترم را به او می دهم. 

کک پیش از همه خودش را معرفی کرد. رفتار خیلی خوبی داشت، از طرفی خون چند دختر در تنش بود و به جامعه انسانی خو گرفته و این امر در او اثر گذاشته بود. 


دختر کبریت فروش و 53 قصه دیگر از کریستین اندرسن

 گل بلور فریاد زد: خورشید منم همرات ببر. منو بچین تو گلدون اتاقت بذار. منم می خوام سرزمین های بزرگ تری رو تماشا کنم: اون آدم هایی رو که با هم دشت ها رو اباد می کنن، باغ ها رو پر گل می کنن. 

خورشید کفت: اکه همراه من بیای آب می شی، دیگه نمی تونی گل بلور باشی. تو حالا خیلی از من دوری، همه ی گرمی من به تو نمی رسه. 

گل بلور گفت: من از بین نمی رم می خوام همراه تو برای دوستات روشنایی ببرم. 

خورشید گفت بریم. 

نزدیک شهرها بود که گل بلور گفت: خورشید منو بالاتر ببر منو بزن به سینهَ ت.

خورشید گل بلور را بالاتر برد و گفت: الان آب می شی.

گل بلور گفت: عیبی نداره اونوقت همراه تو صبح رو برای همه مردم می برم. 


داستان گل بلور و خورشید _ فریده فرجام


این نویسنده داستان های کودک رو از تو مصاحبه تاریخ شفاهی هاروارد شناختم اونجا ناراحت بود که آثارش تو ایران مورد توجه قرار نگرفته.

 احساس هایی هست که وقتی در دل آدم بیدار می شه اونو به آسمون می بره.

رمان آسیا 

تورگنیف

۲۸.۲.۰۵

خشایار دیهیمی: وقتی اندیشه هایی خارج از بستر تاریخی شان عرضه می شوند امکان سوفهم این اندیشه ها بسیار بالاتر می رود. مثلا شاید در میان قشر کتابخوان ما اکثرا از اندیشه های هابز و لاک و دکارت و کانت و بسیاری دیگر از متفکران باخبر باشند اما تعداد قلیلی از آنچه در دوران آنها می گذشته است، چه تحولات سیاسی و اجتماعی اطلاع دارند. چنین وضعی این خطر را در پی دارد که اندیشه ها نزد ما جنبه ی هر چه بیشتر انتزاعی پیدا کنند و آن فایده ای که خواندن این کتاب ها باید به ما برساند یعنی قدرت تحلیل و ربط دادن وضع مادی به برآمدن اندیشه ها را به حداقل برساند.
**
مزیت اخلاق بر بی اخلاقی همه به دیده شدن وابسته هستند. افراد بیش از اخلاقی بودن، از اخلاقی نمایی سود می برند.
**
فاصله تنها به کاهش حس همدردی نمی انجامد، بلکه احساس مسئولیت را نیز کاهش می دهد.


انسانیت _ تاریخ اخلاقی سده بیستم
نوشته: جاناتان گلاور
ترجمه: افشین خاکباز
ویراستار: خشایار دیهیمی

۱۸.۲.۰۵

مقامات حمیدی

عماد اصفهانی گوید: هر نویسنده ای که امروز کتابی بنویسد فردا که آن کتاب و نوشته ی خود را مورد دقت قرار دهد با خود می گوید اگر این عبارت تغییر پیدا کند و اگر فلان کلمه اضافه شود نیکوتر می باشد و اگر فلان لفظ از جمله حدف شود کلام زیباتر می باشد و این بهترین درس عبرت است که بشر هیچگاه دستخوش خودپسندی نشود و بداند که به هر مرتبه ای از هنر و دانش برسد باز به نهایت کمال نرسیده است.
**
گفت ای پیر به آشنایی دل در این آشیانه آمدی یا چون دیگران به نظاره ی دیوانه؟

مقامات حمیدی
تألیف: قاضی حمیدالدین عمر بن محمود بلخی

۶.۲.۰۵

 ما همیشه در تاریکی نتایج بهتری می گیریم.

رمان شاهد بی زبان آگاتا کریستی

پ.ن: هربار یه اثر از کریستی می خونم می گم کاش یکی ازش می پرسید چجوری تونسته این همه رمان جنایی بنویسه و مثل هم نباشه.

اغاز قانونگذاری تاریخ حقوق بین النهرین

 شخص قبل از دولت وجود دارد. الواح حقوقی خط میخی این برتری انسان بر سیاست را به خوبی روشن می کند.

***

برای ما مجازات های حمورابی سخت و وحشیانه به نظر می رسد به ویژه آنها که قصاص را تجویز می کنند. با این حال این نوع مجازات در زمان حمورابی نوآوری بود و می توان آن را پیشرفتی در نظریه حقوقی تلقی کرد. قصاص را در اینجا دولت مطالبه می نمود نه طرف زخم خورده. 

پیش از زمان حمورابی جرایمی شبیه تجاوز جنسی، جرایم علیه اجتماع تلقی نمی شدند بلکه آنها را خطای مدنی می دانستند که ممکن بود با پرداخت جریمه جبران شود. در زمان حمورابی مفهوم جرم عمومی توسعه یافت و جرایم خصوصی را هم دربر گرفت 

**

قانون نامه های خط میخی را نباید کم اهمیت شمرد. آن ها از دستاورد فکری قابل توجهی حکایت می کنند و به روندی که قانون نامه های اوخر دوره ی باستان و از آنجا به قوانین موضوعه ی جدید غربی انجامید کمک بسیار مهمی کردند. 

۲۲.۱.۰۵

کتاب دلهره‌ مدام گریختن سابیر هاکا

 .کافی است اعتراف کنم من به درد زندگی در اجتماع نمی خورم

***

برای من تنها چیزی که اهمیت داشته و دارد این است که چه چیزی از او یک نویسنده ساخته، چه چیز او را وادار به نوشتن کرده است. 

**

از لحظه ای که خودم را شناختم جز حس تنفر از زندگی همه انسان ها چیزی به خاطر ندارم چنان که می توانم بگویم اگر نوشتن نبود باید خیلی ها را می کشتم. 

** 

ادبیات دست هایم را گرفت و به دنبال خود کشاند، بیرونم کشید، بغلم کرد، راهم برد، هیچوقت نشد بداخلاقی اش را ببینم خم به ابرو نیاورد و هرگاه که خسته می شدم کولم گرفت. 

***

من عشق بودم

پیش از آنکه انسان بوده باشم.


۲۰.۱.۰۵

میان گذشته و آینده هانا آرنت

ما نخست در داد و ستد با دیگران، و نه داد و ستد با خود است که از آزادی یا ضد آن آگاه می شویم.
**
از دیدگاه سیاست حقیقت ویژگی مستبدانه ای دارد. به این سبب خودکامگان از آن متنفرند و از اجباری هراس دارند که نمی توانند در انحصار خود درآورند.
***

آزادی جایی شروع می شود که سیاست پایان می پذیرد، زیرا می بینیم وقتی ملاحظات به اصطلاح سیاسی بر چیزهای دیگر اولویت می یابد، آزادی از بین می رود. آیا حقیقت ندارد که همه ما به نوعی باور داریم که سیاست فقط تا آنجا با آزادی سازگار است که برای ما امکان آزادی از سیاست را فراهم کند؟
**
هنرهای نمایشی شباهت نزدیکی با سیاست دارند. هنرمندان هنرهای نمایشی، رقصندگان، هنرپیشگان، نوازندگان و امثال آنها به جماعتی نیاز دارند تا بتوانند مهارت خود را به نمایش بگذارند؛ درست همانطور که کنشگران به حضور افراد دیگر نیازمندند تا بتوانند در برابر آنها ظاهر شوند.
**
انسان حتی برای ترک چهار دیواری امن خانه و گام نهادن در قلمرو همگانی به شجاعت نیاز دارد، نه به دلیل خطرهای خاصی که ممکن است در کمین او باشند، بلکه به این سبب که در قلمرویی گام می نهد که مراقبت از زندگی اعتبار خود را از دست داده است.

۲.۱.۰۵

امتناع تفکر در فرهنگ دینی

دموکراسی پیش از آنکه از حقوق ها و هدف های آن به صورت قوانین تصویب شده در آیند، باید در رفتار برونی و درونی میان مرد و زن، همسرها، مردم اعم از دوست و دشمن نسبت به هم و در برابر هم بازتابد و اثرش را نشان دهد بی آنکه نام محض "سلطنتی" یا "جمهوری" به ترتیب چون نماد ملی یا نام و شاخص صوری در اداره ی سیاسی یک کشور برای تضمین جنبه ی حقوقی و اجتماعی دموکراسی ضرورت یا اهمیت داشته باشد. 
**
مردانشاه پسر زادان فرخ، کاتب و دیوانسالار ایرانیِ حجاج پس از مرگ پدر، پدری که در حیاتش به هر وسیله ای از عربی شدن دیوان توسط معاونش صالح بن عبدالرحمن ممانعت کرده بود، چون به قصد و نقشه ی صالح در برگرداندن دیوان به عربی پی می برد خطاب به او می گوید: "خداوند ریشه ات را از جهان برکند، به همان گونه که ریشه ی پارسی را برکندی. 

۲۴.۱۲.۰۴

رمان کتاب دزد

 معلق می مانم و تماشا می کنم تا حقیقتی عفونت کرده و چرکین شروع کند به خونریزی و شفاف شدن

۲۹.۱۱.۰۴

 در زمانی که زبان سانسکریت نیای جمله ی زبان های هند و اروپایی و هندوستان میهن اصلی اقوام هندواروپایی شمرده می شد، نامی که هندیان عهد باستان به خود نهاده بودند یعنی "اریا" را دانشمندان به تمام اقوامی که به زبان های هند واروپایی سخن می گفتند، بسط دادند. بعدها ثابت شد که هندوستان میهن اصلی هندو اروپاییان نیست و در دوران متاخری به آنجا آمدند و زبان سانسکریت را هم به هیچ وجه نمی توان نیای زبان های هند و اروپایی محسوب داشت. بدین سب به کار بستن زبان ها و اقوام آریایی در مورد همه ی سخنگویان به زبان های هند و اروپایی عملی غیر علمی بود و متروک گشت. بعدها این اصطلاح را فاشیزم آلمان اخذ کرد و به آن معنی و اهمیت نژادی داد حال آنکه علما هیچ گاه چنین معنی برای آن قائل نبودند.

۲۵.۱۱.۰۴

مانگدیم و خورشیدچهر به آذین

چرا نمی گذارند گل زندگی کند؟ برای خودش، نه برای منِ خودخواه که هوس می کنم اتاقم را با نعش گل رنگ و رو ببخشم؟ 

۱۵.۱۱.۰۴

نامه های عین القضات جلد دوم

 هر چه می نویسم پنداری دلم در آن خوش نیست و بیشتر آنچه می نویسم در این روزها همه آن است که یقین ندانم که نوشتن آن بهتر است از نانوشتن. 

عین القضات

۹.۱۱.۰۴

هر وقت اینها تصمیم بگیرند بنده نی نی کوچولوام و هر وقت تصمیم بگیرند دختر ترشیده ی توی خانه مانده 

۳۰.۱۰.۰۴

 فریاد زدم چرا منو همینجوری که هستم دوست ندارید؟ من نابغه نیستم. 

**

فقط یه جور دختر تو این خونه می تونه زندگی کنه، دختر مطیع!

داستان دو نوع از امی تان

کتاب خوش بین ها؛ داستان های کوتاه جهان 

نویسنده:ریچارد فورد، فضیله الفاروق ، امی تان

مترجم:محمدعلی مهمان‌نوازان

انتشارات:علمی و فرهنگی

۲۵.۱۰.۰۴

شب ملخ جواد مجابی

 می ترسم از سقوط ...

- از خیالاتت می ترسی، این ارتفاع پر شده است از عادت کهنه ی خانواده ها، تلقین ریش سفیدها و گیس سفیدها، اخلاق ریاکارانه. 

***

کسی به فکر تو نیست،تو فراموش شده ای باغ بهاری،فرود آی بر سرنوشت خویش.

۲۱.۱۰.۰۴

مجله ایرانشناسی سال 14

 ادبیات داستانی تبعید زبان عشق را عریان و گستاخانه کرد و ادبیات داستانی داخل کشور مجبور شد در پرده سخن بگوید. ادبیات داستانی تبعید نیمه جداشده ی یک تصویر نبود، گفتمان فرهنگ ایرانی را نیز به جدال طلبید و در ساختارهایی پیچیده، در هویت ها و ارزش های فرهنگی یک سرزمین تردید کرد و از این رو در مقابل آن بخش از ادبیات داستانی پس از انقلاب در داخل کشور قرار گرفت که گفتمان فرهنگ ایرانی را به هزار زبان بازتولید می کرد. 

بهروز شیدا

۱۳.۱۰.۰۴

انسان دوستی و خشونت موریس مرلوپونتی

 آزادی به محض اینکه تبدیل به یک اندیشه ی منجمد گردد و دفاع از آزادی جای دفاع از انسان های آزاد را بگیرد، چیزی جز یک نشانه ی کاذب - مکمل شکوهمند خشونت- نخواهد بود. 

***

اگر دولت به شکلی که ما آن را می شناسیم، ابزار یک طبقه باشد، پس می توان باور داشت که همراه آن طبقه به "زوال" برسد. 

**

پیروزی اگر پیروزی انسانیتی نو نباشد، در حکم شکست است. 

۴.۱۰.۰۴

رمان پست جنوب

چقدر حقیقت یگانه در سکوت کتاب ها نهفته است
**
من از عشق های بی احساس، بی رحم و نومیدکننده ی شما چیزی انسانی ترتیب خواهم داد. 
***
در خانه ما زمان دشمن بزرگی بود. با سنت ها خود را از آن محافظت می کردند.

رمان پست جنوب
آنتوان دوسنت اگزوپری
ترجمه: کاظم سادات اشکوری و بهروز دهزاد

۳.۱۰.۰۴

نوال سعداوی

 یک خانواده هشت یا ده نفره معمولا در یک اتاق زندگی می کنند. پدر، مادر، برادرها و خواهرها تقریبا چسبیده و فشرده به هم حیات می گذرانند و چنین وضعیتی مشکلات جنسی فراوان به بار می آورد. 

**

مساله عمده روحیات و طرز تفکر پزشکان زن است که اساسا تفاوتی با پزشکان مرد ندارد. من خود با تعداد قابل ملاحظه ای از پزشکان زن که از نظر برداشت و نقطه نظرها خشک تر و عقب مانده تر از همکاران مرد خود بوده اند ، برخورد و ملاقات داشته ام.

***

از نظر تاریخی پیدایش روسپیگری با ظهور نظام پدرسالار، و با تقدیم جامعه به زمین داران و بردگان همراه بوده است. همزمان با آن نخستین مظاهر تنظیم روابط جنسی در اشکال بدوی ازدواج تبلور یافت. فحشا در حقیقت روی دیگر سکه ازدواج است. مردان ازدواج را به خاطر اطمینان از هویت فرزندان خود نیاز داشتند، اما در عین حال امیال جنسی خویش را نیز محدود و در عنان نمی خواستند. نتیجتا کمربند عفت و وفاداری به ازدواج تنها بر زنان تحمیل شد. 

**

روسپیگری حرفه ای بیش از همه در دوران جنگ های صلیبی رشد کرد. تنها در یک سال صلیبیون مخارج بیش از 13000 فاحشه را متحمل شدند. در پایان جنگ جامعه اروپا با مساله جدیدی روبرو شد و آن تامین مجدد آذوقه و سرپناه آنها بود. نتیجتا همه گیری بیماری مقاربتی را به زنان نسبت دادند و با اسم با مسمای بیماری ِ "ونوس" (الهه یونانی عشق نام گذاردند). مرد پاک و بی گناه ماند و زن سرچشمه ی بدی!

***

بارداری و سقط جنین سرچشمه های پایان ناپذیر بحران و اضطراب در زندگی هر زن تهیدست است که در صورت ازدواج قانونی او نیز متوقف نخواهد شد. کوفته و خسته از فشار وظایف گوناگونش در خانه، چنین زنی باید تمام سعی خود را نیز به کار گیرد که از بارداری های مکرر پیشگیری کنند. وحشت مراقبت از یک نوزاد تازه هیچگاه آنها را تنها نمی گذارد. 

**

در بسیاری از تحقیقات این نکته به اثبات رسیده است که: ساختمان زیستی و روانی زن، طول عمر بیشتری را در مقایسه با مرد برای او امکان پذیر می سازد، اما جامعه علارغم این واقعیت عمر موثر زن را نیم عمر موثر مرد مقرر کرده است. از نظر جامعه وظایف زن در زندگی در چنین سنی که او تحت فشارهای اجتماعی و خانوادگی پیر و سترون شده است پایان می یابد و او از آن پس آماده است تا به دست جامعه زنده به گور شود. 

**

ترانه ها و ادبیات پیوسته ذهن او را از پیوندها و احساسات عاشقانه لبریز می کنند اما در همان حال سزای دختری که به ندای عشق پاسخ می دهد سرزنش و مجازات بی رحمانه خواهد بود. از جمله آنکه وی به عشق او گرفتار افتاده نیز او را به همسری نخواهد گزید. 

***

دانشمندان و مصرشناسان بارها این حقیقت را یادآور شده اند که در مراحل ابتدایی جامعه مصر باستان زنان همچون مردان بر روی دیوارها حکاکی شده اند و اندازه آنها بیانگر تساوی موقع و مقام اجتماعی آنان با مردان در ان دوران است. ولی بعدها اندازه زنان شروع به کاهش کرد که منعکس کننده تنزل مقام اجتماعی زن بود. 

**

در مجسمه بهگام که بر دیوارهای معبد کرنک حک شده است زن پیش از مرد قرار دارد. یک سنگ یادبود که به افتخار زنی به نام بیسیشت برپا شده بیانگر آن است که ریاست گروهی از پزشکان را بر عهده داشته است. یک شوهر مصری به خاطر دشنام به زنش محاکمه شد و قاضی او را به صد ضربه شلاق محکومکرد و اخطار داد اگر بار دیگر به چنان عملی مبادرت کند از سهم خود نسبت به مالی که مشترکا کسب کرده اند محروم خواهد شد

***

یک نبشته حاکی است که مردی به نام خنوم ردی به عنوان کتابدار در خدمت بانوی بزرگی به نام نفرو کابیث بوده است. او یادآور می شود که بانوی مذکور او را در دندره به عنوان سرپرست مخازن کتابی که مادر دانش خواه او به جا گذاشته بود منصوب کرد. 

***

خدیجه آزادی خویش را در انتخاب محمد که پانزده سال از خودش جوان تر بود به کار گرفت. او زنی به نام نفیسه را برای خواستگاری پیش محمد فرستاد. در کتاب الطبقات الکبری که اولین تاریخ جامع عرب را در خود ضبط کرده است، محمد ابن سعد از قول نفیسه نقل می کند که گفت: او مرا محرمانه پیش محمد فرستاد تا پیشنهاد ازدواج آنها را مطرح کنم و پیامبر پذیرفت. خدیجه برای چند سالی محمد را به عنوان کاروان های تجارت خویش استخدام کرده بود. 

***

زنان ساکن بادیه پیش از اسلام حجاب نداشتند و آزادانه با مردان اختلاط می کردند. زن عرب حتی در حساس ترین مسائل چون التذاذ جنسی، در مقاومت خود تردید یا خجالتی از خود نشان نمی داد. 

***

اشتباه فروید در این بود که به جای اینکه ریشه های مازوخیسم را در تاریخ و تطور اجتماعی بجوید، در طبیعت زیستی و روانی زن به دنبال آن می گشت. 

ابن سینا در اثر معروف خود به نام القانون فی طب می نویسد: روح همچون جنسیت، از دو نیرو یکی نیروی انگیزه ای و دیگری نیروی وجدانی تشکیل شده است. نیروی وجدانی همچون جنسیت، از دو نیروی متمایز یکی خودآگاه و دیگری ناخودآگاه مستتر در اعماق شکل گرفته است. نیروی وجدانی خودآگاه که در سطح متجلی است یکی نیروی حسی یا مربوط به حواس  به شمار می رود. 

ابن سینا با درایت نبوغ آمیز مدت ها پیش از متفکران غربی به پل های ارتباطی بین جسم و روح پی برد. بنابراین بر خلاف ادعاهای مورخین علوم در غرب، فروید اولین کسی نبود که تقسیم ضمیر به آگاه و ناخودآگاه را مطرح کرده باشد. 

۲۴.۹.۰۴

اخلاق زیست محیطی

محدودیت آداب معاشرت این است که نمی تواند اهمیت حیاتی برای وجود شخصی و اجتماعی افراد داشته باشد. در مقایسه با اهمیت شریف، قابل اعتماد و منصف بودن، غذا خوردن با دست چندان اهمیتی ندارد.
آداب معاشرت اختراعی فرهنگی است ولی اخلاق ادعا می کند که نوعی کشف است. 
***
در انگلستان قصاب ها و دکترها نمی توانند عضو هیئت منصفه شوند چون به دیدن مرگ عادت کرده اند و سنگدل شده اند. 
**
سرنوشت هر حقیقتی آن است که وقتی برای اولین بار اعلام می شود مورد تمسخر قرار گیرد. 
**
این واقعیت که در یک انسان اخلاقی نوعی اراده ی تکریم زندگی و قربانی کردن خود به خاطر زندگی وجود دارد، برای جهانیان دارای اهمیت است.
**
اخلاق واقعی آنجا آغاز می شود که کاربرد کلمات به پایان می رسد. 

۲۳.۹.۰۴

مجموعه داستان زنان افغانستان

 مادر حد و حصار محکمی از دین و مذهب برای خودش تراشیده بود. در درون حصار مادر، زن هرچی تنهاتر، ساکت تر و صبورتر، خوب تر. 

***

محمد گفت حالا تا آخر عمر زن اول هستی. اول اول اول

این تحقیرآمیزترین مقام اولی بود که کسب کردم. 

حمیرا قادری 


۲۲.۹.۰۴

اسب قبل از انسان یعنی در زمان ائوسن که متعلق به عنوان سوم می باشد به وجود آمده است. 


استخوان هایی که تاکنون از عهدهای سوم به دست آمده معلوم می نمایند که مهد اصلی اسب کشور آمریکا است. در اوایل زمان ائوسن و خیلی جلوتر از دوره یخچال ها این دام در آمریکا می زیسته و استخوان های سنگ شده او به جز در قاره آمریکا در محل دیگری به دست نمی اید.


به واسطه حس احتیاج که در آریان های آن زمان موجود بوده به تدریج اسب را مقید و اسیر نموده و در اهلی نمودن آن همت گمارده. بودن دانشمند علوم طبیعی گفته: اسب از جمله بهترین پیروزی های اقوام آرین بر طبیعت بوده است. به این جهت اسب نامبرده را می توان نتیجه دسترنج آرین ها دانست.

***

پرون در کتاب اسب تازی: اسب های تازی و انگلیسی هر دو از اسب های ایرانی تولید شده اند.

***

اسب ایرانی چه در ایران و چه در کشورهایی که اسب تورانی را برده بودند، اصلاح نژاد کننده بوده است. 

***

واله دولونسی: اسب هایی که در اروپا به نام اسب عرب و ترک می دانند اصولا ایرانی ولی چون بازرگانان ایرانی آنها را برای فروش به خارج از ایران اعزام می دارند به نام آن محل ها نامیده می شود.


تاریخ سواری و سوارکاری در ایران / سرهنگ دوم دکتر برافروخته

۳۰.۸.۰۴

ایدئولوژِ نهضت مشروطیت جلد اول

 بلژیکی ها گمرک ایران را به اداره ی دولتی در آوردند، درآمد گمرک را متمرکز ساختند و نظم جدید و صحیح غربی را برقرار کردند. دستگاه پست ایران را هم ترقی دادند

**

از تحقیقی که کردیم دانستیم که در مرحله ی تشکیل نهضت مشروطیت، فکر دموکراسی اجتماعی هنوز نفوذی پیدا نکرده بود و در ایدئولوژی آن تاثیری نداشت. 

۲۹.۸.۰۴

جلال ستاری

غرور موجب محدودیت هوش می شود یعنی در بازپسین تحلیل آن را نابود می کند. کار ویژگی های اساسی هوش را از بین می برد و احتمالا ساز و کارهای سطحی آن را بر سبیل استهزا یا به صورتی سخریه آمیز باقی می گذارد. 
**
تصدیق مرگ خویش بهتر از تظاهر کردن به زنده بودن است. 
**
برادران گنکور گفته اند تاریخ رمانی است که در زمان گذشته روی داده است و رمان، تاریخی است که ممکن بود تحقق یابد.
**
هر کس از ظن خود یار زن شده است. به عنوان مثال زن ستیزی بعضی سخنوران نامدار دوران ماست که با دیانت میانه ای ندارند اما همچنان بسان پاره ای گویندگان و نویسندگان روزگاران گذشته که از زن و مکر زن نفرت و بیم داشتند، در زن به چشم تخفیف و تحقیر می نگرند.
**
زن، مردی نیست که از بد حادثه جنس دوم شده باشد.این تصور مرده ریگی است که از بینش مردسالارانه ی فروید به ما رسیده و سرود یاد مستان داده است. 
**
سعدی که از قید و بند زمان و مکان آزادتر بوده بسیاری از ادبای فکور مغرب زمین را به یاد خوانندگان فرنگی می آورده است. و اینان سبک سخن او را به خویشتن دیده و وجه مشابهتی میان طرز فکر خود و او دیده

۲۴.۸.۰۴

خدا حفظتان کند آقای رزواتر کورت ونه گات

 مشکلی که گفتیم این است چطور می شود آدم هایی را دوست داشته باشیم که هیچ فایده ای ندارند؟

هر چقدر که در زمان جلو می رویم از ارزش آدم ها کمتر می شود و آدمها صرفا تبدیل می شوند به تولید کننده ی کالا و غذا وخدمات و ماشین های بیشتر. تبدیل می شوند به منبعی برای ایده های عملی در اقتصاد و مهندسی و احتمالا پزشکی. پس اگر ما نتوانیم روش ها یا دلایلی برای احترام گذاشتن به آدم ها پیدا کنیم، صرفا به خاطر اینکه انسان هستند، نه اینکه چه سودی برای ما دارند، آن وقت مجبور خواهیم شد از دستشان خلاص شویم، همانطور که بعضی ها همین الان هم پیشنهادش را می دهند. 

**

مدت هاست که به آمریکایی ها یاد داده اند که از آدم هایی که کار نمی کنند یا نمی توانند کار کنند، متنفر باشند حتی اگر خودشان هم اینطوری هستندباید از خودشان هم متنفر باشند. این عرف ظالمانه دارد از مرزهای ما عبور می کند که مردم در تمام دنیا چنین عرفی داشته باشند و من خیلی ساده می توانم بگویم که این شکل از تنفر از خود و دیگران بی رحمانه است.


پ.ن: تو کشورای دیگه هم همین وضع هست مثلا یه دختر اگه دلش نخواد کار کنه یا کلی بیماری زمینه ای داشته باشه بهش می گن مفت خور حتی فامیلات که به شرایط بدنیت آگاهن هم  تحقیرت می کنن و بهت می خندن خودمو مثال زنده زدم. دیگه تو جامعه هم برید اینستا و تویتر از صبح تا شب دارن می گن نظریه صادر می کنن دختری که شاغل نباشه امل و به درد نخوره. همینجور بی رحمانه نظر می دن. نوشتن و خوندن هم براشون کار به حساب نمی یاد چون از اول حقوق پایه ای از طرف دولت تعیین نشده که فرهنگ سازی بشه.