‏نمایش پست‌ها با برچسب کاریکلماتور. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کاریکلماتور. نمایش همه پست‌ها

۹.۱۲.۹۶

کاریکلماتورهای نائله یوسفی

"الف" بچه ی سرش کلاه رفت!
به هیچ دردی نمی خورم ولی درد خوب مرا می خورد!
من برایش سر و دست می شکستم ولی او دل می شکست.
کاریکلماتور نائله یوسفی

۱۰.۷.۹۵

کاریکلماتور

مرغ “حق” در دادگاه تبرئه شد.
تنها “پیش آمدم در زندگی شکمم بود.
اگر یک غده سرطانی بودم پیشرفت می کردم.
بعضی ها خالی بندی های خود را “پر” به ریش مردم می بندند.
با “پشتکار” می شود “روی” کار آمد.
خورشید پشتش به خودش گرم است.
موفقیت زیر دست ها در رو دست زدن است.
حزب باد همیشه سرشان “بی کلاه” می ماند.
به یک تور تفریحی دعوت شدم ولی به تور ازدواج گیر افتادم.
با سگ دو زدن قهرمان دو و میدانی شده ام.
کاسه گدایی ام از صبر لبریز شد.
طلبکارها دخلم را آوردند “خالی” بود.
کودک درونم را سالهاست به سرپرستی گرفته ام.
گربه ها “پیشانی” نوشت ندارند.
طوری زندگی کنیم که “محاسن” مان در گرو “محاسن” نباشد.
جواب حرف سر بالایی زدن، زمین خوردن است.
اگر کفش کسی مناسب پایتان نیست برایش پاپوش ندوزید.
دوست واقعی کسی است که جای شما را خالی می کند نه زیر پایتان را.
زیر بعضی جمله ها را برای مهم بودن و روی بعضی آدم ها را برای بی اهمیت شدنشان خط می کشند.

کاریکلماتور

با ارزش ترین زیرخاکی ها کارگران معدن هستند.
“سالخورده” از زندگی “سیر” بود.
هنگامی که پای درخت را به ادبیات باز کردند “قلم” شد.
چیزی سرش نمی رفت جز “کلاه”.
بعضی ها با چرب زبانی، نانشان در روغن است.
خصلت اخلاقی سکه ها دورویی است.
مراسم عزاداری سبزه ها “سبزه زاران” است.
پایان شب سیه را برف رو سفید کرد.
دریا برای هضم دلتنگی اش ماه را می بلعد.
حق السكوت که گرفتم وجدانم به صدا در آمد.
بعضی زن ها “مهرشان” در گرو “مهریه” است.
پس از بازنشستگی به استخدام عزرائیل در آمدم.

کاریکلماتور

نائله یوسفی :
آدم ها ابتدا همدیگر را نقد می کنند و سپس نسیه می فروشند.
ماهی ها آب از سرشان گذشته است.
دو وقت حرف نزن وقتی “سیر” می خوری و وقتی “سیر “می خوری.
بعضی ها آنقدر مدعی اند بارشان است که قاطر بارش نیست.
ظاهر”بین” با عمل کردن به جهان “بینی” نمی رسد.
آدمهای با ارزش قیمت ندارند.
به بعضی ها میدان بدهی دورت می زنند.
“روان نویس” حالم را بد می نویسد.
خوشبختی بعضی ها در “بدبختی” همنوعانشان است.
انسان تنها وقتی کار می کند که کارش پُر “اندیشه” شود نه اندیشه ای پر از کار.
زیادی که آفتابی بشوی همه زیرت سایبان می زنند.
در خانه تکانی بعضی ها جانماز آب می کشند.
برای گربه صفت ها وقت نگذارید آنها خودشان را با آشغال ها خبرگزاری شیرین طنزسیر می کنند.
عقل فرهاد “شیرین” می زد.
در جریان زندگی نبود، راکد ماند و گندید.
آدم اگر همیشه در دسترس باشد دستمالی می شود.
شکمم “سمفونی گرسنگان” می نوازد.
سفره دلش را پهن کرد، کلاغ ها دورش جمع شدند.
در پی تغییر رژیم بر علیه چاقی برخاسته ام.
خنده نیش دار زهر تلخی دارد.
در تاریکی باید حقیقت را روشن کرد.
به امید صاحبخانه شدن خودش را راهی “خانه آخرت” کرد.
حزب “تند”روی فلفل در مقابل “شورش” نمک ها به پا خواست.
در زندگی پول حرف اول را می زند، کفن حرف آخر.

کاریکلماتور

کاریکلماتورهای نائله یوسفی :
*بعضی ها نماز را به جماعت می خوانند و حق را فرادا می خورند.
*در گلچین روزگار گل سر سبد بود.
*در شرایط تاریک زندگی “روشن بینی” اش را با خود همراه داشت.
*ماشینم را که فروختم چهار چرخ زندگی ام فلج شد.
*وقتی مرد برایش “سنگ تمام” گذاشتند.
*دفتر زندگی ام بلاتکلیف است.
*پیشرفت موفقیت آمیزی در پسرفت خودم دارم.
*ماهی زیر آب زن ماهری است.
*عقلم قد نمی داد زیر پایش چند جلد کتاب گذاشتم.
*دزد از دیوار حاشا هم بالا می رود.
*برای وقت کشی به کار مسلح شده ام.
*جعبه سیاه دل آدم ها باید سفید باشد.
برای فکر کردن باید “شک” کرد.
دستگاه خودپرداز جوابگوی قبض روحم نیست.
در جلسه “احضار” روحم “غایب” بودم.
صورت حسابم را با سیلی سرخ نگه می دارم.
همه همبازی می خواهند ولی هیچکس نمی خواهد با آنها بازی شود.
قبل از شروع هر کاری اشتباه کنید و بعد تجربه!
در حال بیراهه رفتن فرمان زندگی ام را صاف کردم.
در جمع گاوها اگر بگویید “ما” به خودشان می گیرند.
بعضی از “خشکه” مقدس ها افکار “نم” کشیده ای دارند.
پیرمرد نابینا صدای پسرش را که شنید گفت: چشمم روشنخبرگزاری شیرین طنز

کاریکلماتور

کاریکلماتورهای نائله یوسفی :
زبان بدنم لکنت دارد.
در ونیز زندگی همه نقش بر آب است.
امروزه سنگ نبشته جای خود را به سنگ قبر گران قیمت داده است.
موش کور، چشم”بصیرت” دارد.
قطار اگر راه دل می دانست مسیر راه آهن در پیش نمی گرفت.
پای درد و دل پیازها نشستم اشکم را در آوردند.
آدم زمین گیر، بلند پرواز است.
آرزوهای کارتون خواب “سقف” ندارد.
“دنیا” رفت، جهانم را از دست دادم.خبرگزاری شیرین طنز

کاریکلماتور

کاریکلماتورهای نائله یوسفی :خبرگزاری شیرین طنز

شاگرد حاضر جواب غایب بود.
زنبور عسل به گل کاغذی دلبسته بود.
آدم “سرشناس” به تنش می ارزد.
کرم ابریشم به اندازه ارزش آزادی اش در قفس می ماند.
آدم دریا، دل ساحل نشینی خوبی دارد.
من وقتم را صرف نمی کنم نقد می کنم.
جوان کامروا ناکام از دنیا رفت.
در پیری آدمی باید “پاره تنش” را وصله بزند.
زنگ خطر زندگی ام مار زنگی بود.
بعضی ها زمین خواری می کنند در حالیکه آدم های بی بضاعت در زندگی زمین “می خورند”.
صدای درونم زندگی بیرونم را مختل کرده است.
گاهی هر چه “با گذشت” باشید بیشتر از شما می گذرند.

کارکلماتور

مرغ “حق” در دادگاه تبرئه شد.
تنها “پیش آمدم در زندگی شکمم بود.
اگر یک غده سرطانی بودم پیشرفت می کردم.
بعضی ها خالی بندی های خود را “پر” به ریش مردم می بندند.
با “پشتکار” می شود “روی” کار آمد.
خورشید پشتش به خودش گرم است.
موفقیت زیر دست ها در رو دست زدن است.
حزب باد همیشه سرشان “بی کلاه” می ماند.
به یک تور تفریحی دعوت شدم ولی به تور ازدواج گیر افتادم.
با سگ دو زدن قهرمان دو و میدانی شده ام.
کاسه گدایی ام از صبر لبریز شد.
طلبکارها دخلم را آوردند “خالی” بود.
کودک درونم را سالهاست به سرپرستی گرفته ام.
گربه ها “پیشانی” نوشت ندارند.
طوری زندگی کنیم که “محاسن” مان در گرو “محاسن” نباشد.
جواب حرف سر بالایی زدن، زمین خوردن است.
اگر کفش کسی مناسب پایتان نیست برایش پاپوش ندوزید.
دوست واقعی کسی است که جای شما را خالی می کند نه زیر پایتان را.
زیر بعضی جمله ها را برای مهم بودن و روی بعضی آدم ها را برای بی اهمیت شدنشان خط می کشند.
http://shirintanz.ir/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AD%DB%8C-%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%AA-%D8%B4%D8%AF%D9%85/

کاریکلماتور

کاریکلماتورهای نائله یوسفی :
با حرف های دهن پر کن شکم ها سیر نمی شود.
بلیط فروش مجانی به سفر آخرت رفت.
کودکان روستا روی خط فقر مشق می نویسند.
گاهی از دست می رویم تا دیگری را بدست آوریم.
غصه اش از دو به چهار رسید به غم “دچار” شد.
پسته های سرباز به جیب خالی مشتری می خندند.
آجیل مشکل گشا نتوانست در پسته سر بسته را به روی خوشبختی باز کند.
با گران شدن آجیل مسیر فرار مغزها به خارج هموار شد.
عزرائیل توافقنامه خوابم را هنوز صادر نکرده است.
آسمان برای خرید ستاره ها مشتری پیدا کرد.
خطرناک ترین ایستگاه زندگی “ایست قلبی” است.
شکم ماهی پر از تیغ زندگی است.
نمکدان همیشه دلشوره دارد.
عمری “سیاهی” کشید تا ریش سفید شد.
http://shirintanz.ir/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D9%86%D9%85%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%D9%84%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/

کاریکلماتور

کاریکلماتورهای نائله یوسفی :
در دفتر ثبت ازدواج مشق “مهر” می نویسند و در دفتر ثبت طلاق “تیر”می کشند.
کله پاچه فروشی محل گردهمایی فرار مغزها است.
در چهار خانه پیراهنت گیر افتاده ام.
فلفل لحن تندی دارد.
آنقدر زیرآبی رفته ام قهرمان شنای جهان شده ام.
در پی تغییر رژیم بر علیه چاقی برخاسته ام.
آسمان وقت رفتن به مهمانی کویر پولک به تن می کند.
شیشه پنجره سرد و گرم روزگار را خوب چشیده است.
به مناسبت روز درختکاری آدم هایی را که سال گذشته “کاشته اید” برداشت کنید.
بعضی از قدرتمندان هنگام “کشورگشایی” مرزهای فکری را می بندند.
بر کفن آدم برفی زاغ ها سیاه پوش می شوند.
کارتون خواب شب ها زیر پل خوشبختی می خوابد.
انسانها تنها در قبرستان با هم کنار می آیند.خبرگزاری شیرین طنز

کاریکلماتور

کاریکلماتورهای نائله یوسفی :
دارکوب به جان درخت نق می زند.
“پای “چیزی را امضا کنیم که بعدا “دستمان” را بگیرد.
“آبروی” آب “زیر” کاه رفت.
دلسوزی گاهی به ته دیگ می رسد.
مواظب باشید سنگی که به سینه می زنید یک روز به سرتان نخورد.
دستش از دنیا کوتاه بود و فیش های حقوقی اش بلند.
به سیم آخر زدم سیم برق مرا گرفت.
“سبیلش” را چرب کردم برایم “ریش” گرو گذاشت.
پاییز با همه رنجوری اش “مهر” را به دل آدم می نشاند.
http://shirintanz.ir/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA-%D9%86%D9%82-%D9%85%DB%8C-%D8%B2/
منتشر شده در خبرگزاری شیرین طنز

۱۲.۲.۹۴

کاریکلماتور

یکی با چشم باز کورکورانه عمل می کند و یکی با چشم بسته عالمانه.
  نائله یوسفی

۲۹.۲.۹۳

کاریکلماتور



با اشک هایم به گلهای دامنم آب می دهم
روان نویس حالم را بد می نویسد
شب ها نان و پنیر و غصه می خورم

نائله یوسفی

۲۸.۱۱.۹۲

نائله یوسفی

انسان تنها وقتی کار می کند که کارش پُر اندیشه شود نه اندیشه ای پر از کار

کاریکلماتور-نائله یوسفی

۱۹.۱۰.۹۲

نائله یوسفی


از نظر اقتصادی چرک کف دست باکتری بسیار مفیدی است.

جورابم را در آوردم بوی خستگی از تنش بیرون رفت.



کاریکلماتور80

۱۱.۹.۹۲

نائله یوسفی


قالی عطسه کرد شد "قالیچه"

 شکمم سمفونی گرسنگان می نوازد

زمستان سقف آسمان زیاد چکه می کند

کاریکلماتور

۱۰.۶.۹۲

کاریکلماتور

نزدیک بود بیراهه بروم فرمان زندگی ام را صاف کردم

نائله یوسفی