‏نمایش پست‌ها با برچسب آلبرکامو. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آلبرکامو. نمایش همه پست‌ها

۲۷.۸.۰۲

یادداشت های کامو جلد چهارم

 یکی از راه های شناختن یک کشور این است که بدانی آدم ها آنجا چطور میمیرند. 

۲۰.۸.۰۲

یادداشت های کامو جلد سوم و چهارم

 حقیقت ندارد که قلب فرسوده می شود اما تن چنین توهمی را ایجاد می کند.

***

از خودم بیزار می شوم وقتی به تمام آن چیزهایی فکر می کنم که آدم باید از دیگران بگیرد تا خوشبخت باشد و تازه خوشبخت هم نباشد.

***

تنهایی ام سرشار از نامه ها و نوشته هایی است که فقط به خود من تعلق دارند. 

***

در شبانگاه زندگی مان براساس عشق درباره ی ما داوری خواهد شد. 

***

فضیلت نفرت انگیز نیست ولی خطابه ها درباره ی آن نفرت انگیزند. 

**

اگر قلبت تنها عشقی که به من داشت را به خاطر بیاورد، پس از مرگ به آن رستگاریی که به آن دست نیافتم می رسم. 

***

نیچه: همه آنها از من حرف می زنند ولی هیچ کس به من فکر نمی کند. 

***

امروز گفتار چیزی نیست جز معامله بین حقیقت و خودپسندی ها

***

برای جوان بودن آینده ای ندارم. 

***

امرسون: راز نابغه تحمل نکردن هیچ فکر و خیالی در اطرافش است. 

***

بزرگ ترین انسان، بزرگ ترین قدرت روحی: پرتمرکزترین است. 

***

قدرت خودش را از بی عدالتی جدا نمی کند. قدرت خوب مدیریت درست و سنجیده ی بی عدالتی است. 

جلد چهارم

 یکی از راه های شناختن یک کشور این است که بدانی آدم ها آنجا چطور میمیرند. 

۳.۴.۰۲

سقوط آلبرکامو

 پست ترین فرد در سلسله مراتب اجتماعی خود باز هم زن و فرزند دارد و اگر مجرد باشد لااقل ممکن است سگی داشته باشد.

پی نوشت: این حرف تامل برانگیز کامو من رو یاد اونایی می اندازه که می گن فلانی چون زن و بچه داره پس آدم خوب و موجهی است! 

۵.۲.۰۲

دلقک های مشهور درباری حسین نوربخش

 ابن ندیم در کتاب الفهرست: ما در زمانی هستیم که عاقلان چون بهره از عقل ندیدند آن را رها کردند و جاهلان چون سود فراوانی در ان دیدند به آن گرویدند ، آنان برای از دست دادن آنچه را که داشتند و اینان برای آنچه را که به آن گرویده اند از میان رفتند و ما ندانیم با چه کسانی زندگانی نمائیم. 

**

سلطان محمود از دلقک خود پرسید چگونه در بین افراد جنگ در گیرد؟

طلحک گفت: گه بینی و گه خوری.

***

سلطان از طلحک پرسید جایی هست که در انجا مگس نباشد؟طلحک گفت: بلی هر جا که آدم نباشد مگس هم نیست!

***

تریبوله دلقک دربار پادشاه فرانسه در حالیکه صدای سگ را تقلید می نمود جلو رفت. شاه پرسید این صدا چه معنی دارد؟ تریبوله گفت: اعلحضرت مرا مانند سگ خطاب فرمودند من هم مانند سگ جواب دادم!

۲۳.۸.۰۰

فکر دموکراسی سیاسی محمد قراگوزلو

 در جامعه ی مدنی هر شهروند یک پلیس وجدان به شما می رود که حاضر نیست تحت هیچ شرایطی مرزهای معین قانون را بشکند و چارچوب انضباط اجتماعی را فرو بریزد.

**

از نظر کانت برابری مدنی یعنی: شهروند هیچ کس را در جامعه به عنوان موجود برتر به رسمیت نمی شناسدمگر کسی را که از نظر اخلاقی شایستگی داشته باشد. 

**

حکومت های مستبد دموکراسی را همچون داروی خطرناک سم در شیشه می کنند و به مناسبت های ویژه آن را قطره قطره در دهان جوامع می چکانند و یا به قدری درهای این شیشه را محکم می بندند که یا به هنگام باز کردنِ اجباری می شکند و محتوای آن در میدان هرج و مرج و شورش و انقلاب به هرز می رود و به نوش دارویی پس از مرگ سهراب تبدیل می شود یا در جریان تعرض مردم تشنه ی آزادی برای چشیدن محتوای نجات بخش آن لاجرم شیشه در میان هیجان و بلوای مردم استبداد زده می شکند و حتی قطره ای از آن کام تلخ یکی از بیماران را شیرین نمی کند.

**

جان استوارت میل: تنها هدفی که آدمی مجاز است در آزادی عمل هر هم نوع دیگرمداخله کندحفاظت از خویشتن است. 

***

فقر، سخت ترین خشونت ها مخوف ترین استبداد ها و زشت ترین شکل اجتماعی است و فرد، گروه یا طبقه ای که با دزدیدن از نان مردم قصد جان آنها را می کند نمی تواند از وجود آزادی در جامعه سخن بگوید. 

**

در نظریه ابن خلدون می گوید اعمال روش های خشن از جانب دیکتاتورها مردم را نسبت به سرزمین خود چنان بیگانه می نماید که در جریان جنگ ها پشت به حکومت می کنند یا خاموشی می گزینند یا به سپاه دشمن می گروند.

**

تمدن عاملی است که مشروعیت خویش را از فرهنگ دریافت می کند. فرهنگ توسط ابزارهای هویت ساز خود ، حوزه های تمدنی را به وجود می اورد. از این رو می توان گفت فرهنگ بدون تمدن ممکن است ولی تمدن بدون فرهنگ ممکن نیست. 

**

هر صنعت و تمدنی پس از ایجاد امنیت پدید می آید.

**

همه ی کسانی که در ارزوی تفوق نظامی هستند متمایل به تداوم اسباب و علل جنگ و مستعد ایجاد فتنه و اشوب هستند. چون هیچ افتخار نظامی جز از طریق جنگ به دست نمی آید

۱۲.۴.۹۷

روژه مارتین دوگار


امروزه چنان وارد ادبیات می شوند که گویی به عالم مضحکه وارد شده اند، یا دست کم اینطور وانمود می کنند. آنچه هست این است که این مضحکه ای غم انگیز است که در دست بعضی ها می تواند کارایی داشته باشد. مارتن دوگار می گوید: همه ی مردم اندکی نبوغ دارند، آنچه امروز ندارد، چون باید آن را کسب کرد، وجدان است.
***
مارتین دوگار میگوید: مهم این نیست که آدم کسی باشد، مهم آن است که کسی بماند.
***
درد تاریخ یکسره تازه است هیچکدام هنوز دیگری را نفرسوده است.
***
من وجود دو اخلاق را نمی پذیرم. باید تنها از راه حقیقت و بی انکه فریب هیچ سرابی را بخوریم به سعادت برسیم
نوشته ی آلبرکامو

۹.۱۰.۹۵

خوشبخت مردن

هنرمندان واقعی هیچ چیز را تحقیر نمی کنند: آنها به جای داوری باید توان درک امور را داشته باشند.
*
من، از زندگی ام تجربه نمی گرفتم. خودم تجربه زندگی ام می شدم.
*
من از سطحی بودن و خیالبافی خوشم نمی آید. من دوست دارم هوشیار باشم و آنچه که یافته ام این است که در پاره ای از "موجودات برتر" که خیال می کنند پول برای خوشبخت شدن لازم نیست، تشخص و فخرفروشی خاصی وجود داردکه احمقانه و کذب است و تا حدی هم بزدلانه.
*
به جای آنکه پولمان را صرف تهیه ی وقت کنیم، زندگی مان را صرف تهیه پول می کنیم...مطلب اصلی من این است که پول داشتن یعنی وقت داشتن. وقت را می شود خرید. همه چیز را می شود خرید. ثروتمند بودن یا ثروتمند شدن یعنی وقت داشتن برای خوشبخت شدن.
*
ملت های خوشبخت تاریخ ندارند.
*
گاهی هم زندگی کردن بیشتر از اینکه انسان به خودش شلیک کند شهامت، لازم دارد.
*
برای یک آدم بدبختی که ریشه در جایی ندارد و به شما وفادار خواهد ماند، از خورشید حرف بزنید.
*
آنچه را که او از دست داده بود در واقع خود را از گذشته اش آزاد حس میکرد.
*
هیچ کس نیست که به طور نسبی خوشبخت باشد، آدم یا خوشبخت است یا نیست. همین و بس.
*
پول مطمئن ترین و سریع ترین وسیله برای بدست آوردن اعتبار است.

۱۷.۹.۹۵

راستان

فهمیدم که تنها کافی نیست که آدم بی عدالتی را فاش کند باید جان خودش را هم برای مبارزه با آنها از دست بدهد.
*
من زندگی را دوست ندارم عدالت را دوست دارم که بالاتر از زندگی است.
*
ما می کُشیم تا دنیایی بسازیم که در ان دیگر هیچکس کسی را نکشد. ما قبول کرده ایم آدمکش باشیم تا عاقبت زمین پر از آدم های بی گناه شود.
*
چیزی که عقیده نیست، آدم کشتن است.

۳۰.۸.۹۵

ادبیات و اندیشه

ما این عقیده را که اصل و طبقه و محیط و ملیت فرد، فقط همراهان ساده ی زندگی عاطفی و نفسانی او هستند مردود می شماریم. بر عکس ما معتقدیم که هر عاطفه ای مانند سایر اشکال و صور جهان درونی شخص، موقعیت اجتماعی او را ظاهر می سازد.
*
اجتماعی که آینده نداشته باشد جز توده ای از مواد بیجان نیست.
*
امتیاز دروغ آنست که همیشه کسی را که مدعی بهره برداری از آن است مغلوب می سازد.آنها به خداوند و به انسان خیانت می کنند.
*
هیچگاه هیچ عظمتی بر اساس دروغ بنا نشده است. دروغ گاهی زنده می دارد، اما هیچگاه نمی پروراند. آزادی مقدم بر هر چیز یعنی پرهیز ازدروغ.