۲۹.۵.۹۹

زاده ی اضطراب جهان مجموعه اشعار اروپایی محمد مختاری

آنکه آزادی آدمی را به بهانه ی خیر او محدود می کند، یا از میان می برد به بلوغ انسان باور ندارد. 

***

خلاقیت هنری تنها از راه آزادی ممکن است

***

در این زندگی مرگ چیز تازه ای نیست

اما زیستن هم تازه تر از آن نیست

***

مردم همه برایم یکسانند

همه چیز یکسان است

و این شاید بی تفاوت ترین بی تفاوتی ها باشد

***

تا پستی نباشد بلندی را نمی توان سنجید

***

تو چون سرزمینی هستی

که هیچکس هرگز سخنی از آن نگفته است

چشم به راه هیچ چیز نیستی جز واژه ها

که از اعماق برون می زنند.

**

توجه، ستایش روح است

***

گور همه را به یک شکل در می آورد

پس فقط در دوران عمرمان بگذارید گوناگون بمانیم 

هیچ نظری موجود نیست: