۲۷.۱.۹۹

انسان در جستجوی معنا

زندانیان مردمی معمولی بودند اما دست کم شماری از آنان ثابت کردند که ارزش رنج هایشان را دارند و با این کار شایستگی بشر را در برخاستن علیه سرنوشت خود به ثبوت رساندند.
***
همه چیز را می توان از یک انسان گرفت مگر یک چیز: آخرین آزادی بشر را در گزینش رفتار خود در هر شرایط موجود و گزینش راه خود.
***
گرچه همه اینها گذشته است ولی ما اینها را هستی بخشیده ایم. زیرا بودن نوعی هستی است شاید
هم مطمئن ترین شکل آنست.
***
انسان هرگز به سوي رفتار اخلاقی سوق داده
نمی شود ، بلکه تصمیم می گیرد که اخلاقی رفتار کند. او این کار را براي ارضاي سائق اخلاقی و یا
آسودگی وجدان انجام نمی دهد.، بلکه به خاطر دلیل و علتی که به آن پایبند و معتقد است، به خاطر
کسی که دوستش دارد و یا به خاطر خداي خویش انجام می دهد.
***
ناکامی در معنی جویی سبب قدرت طلبی است که آن هم به شکل بسیار ابتدایی آن یعنی پول پرستی آشکار می شود. در پاره ای موارد جای ناکامی در معناجویی را لذت طلبی اشغال می کند. به همین دلیل ناکامی وجودی گاه حرص و آز عملیات جنسی را به جانشینی برمی گزیند. در این موارد می توان دید که چگونه کسانی که در واقع از خلا وجودی رنج می برند اسیر شهوات خویش می شوند.
***
این بر عهده بیمار است تصمیم بگیرد که در برابر وظیفه ای که زندگی بر عهده ی او نهاده است پاسخگوی کیست؟ پاسخگوی جامعه یا وجدان خویش؟ اکثر مردم خود را مسئول و پاسخگوی خداوند می دانند .آنان نه تنها خود را مسئول انجام وظیفه اي می دانند، بلکه بر این باورند که این
خداوند است که این مسئولیت را برایشان تعیین کرده است.
***
لذت باید محصول باشد نه هدف. و چون هدف قرار گرفت بی ارزش و از بین رفته است.
ویکتور فرانکل

هیچ نظری موجود نیست: