خدا برای خدایی و جهان برای زندگی نیازمند نیکان و پیش از همه نیازمند آدمی است.
***
شباهت زبان سعدی در هفتصد سال پیش با زبان امروزی ما حیرت انگیز است.فروغی در این باره می گوید: گاهی شنیده می شود که اهل ذوق اعجاب می کنند که سعدی هفتصد سال پیش به زبان امروزی ما سخن گفته است ولی حق این است که سعدی هفتصد سال پیش به زبان امروزی ما سخن نگفته است، بلکه ما پس از هفتصد سال به زبانی که از سعدی آموخته ایم سخن می گوییم.
*
عشق شکیبایی و آرامش را از انسان می گیردآدمی باید در بیرون از خود زندگی کند چون که عاشق، معشوق را از برای خود معشوق دوست دارد. عاشق در طلب آن است که به دست معشوق بمیرد درد عشق را دوست دارد و تن و جان به آن می سپارد.
*
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
افسانه دقیقا همین تعصبات و جزمیات است که بی خبران آنها را بر عمق بر عمق دور از دسترس آنچه در ژرف ترین مرتبه ی بازی بی غرضانه ی عالم تحمیل می کنند، یعنی به اختصار همه ی ظواهر فریبنده ای که عدم اصالت و ناراستی را به توجیه خود تبدیل می کند.
***
شباهت زبان سعدی در هفتصد سال پیش با زبان امروزی ما حیرت انگیز است.فروغی در این باره می گوید: گاهی شنیده می شود که اهل ذوق اعجاب می کنند که سعدی هفتصد سال پیش به زبان امروزی ما سخن گفته است ولی حق این است که سعدی هفتصد سال پیش به زبان امروزی ما سخن نگفته است، بلکه ما پس از هفتصد سال به زبانی که از سعدی آموخته ایم سخن می گوییم.
*
عشق شکیبایی و آرامش را از انسان می گیردآدمی باید در بیرون از خود زندگی کند چون که عاشق، معشوق را از برای خود معشوق دوست دارد. عاشق در طلب آن است که به دست معشوق بمیرد درد عشق را دوست دارد و تن و جان به آن می سپارد.
*
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
افسانه دقیقا همین تعصبات و جزمیات است که بی خبران آنها را بر عمق بر عمق دور از دسترس آنچه در ژرف ترین مرتبه ی بازی بی غرضانه ی عالم تحمیل می کنند، یعنی به اختصار همه ی ظواهر فریبنده ای که عدم اصالت و ناراستی را به توجیه خود تبدیل می کند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر