۴.۷.۹۵

سانسور و آزادی مطبوعات

حقیقت، عام است و به من تعلق ندارد، به همگان تعلق دارد، من از آنِ حقیقت هستم، حقیقت از آن ِ من نیست. دارایی من شکلی است که فردیت معنوی من شمرده می شود.
فروتنی نوابغ آن نیست که در سخنرانی های پخته و مرسوم است، یعنی سخن گفتن بدون تاکید و داشتن گویشی خاص، بلکه بر عکس سخن گفتن با تاکید بر موضوع و داشتن گویشی درباره ی ذات موضوع است. فروتنی ِ عامِ ذهن همانا خِرد است، یعنی همنا آزادی عمومی اندیشه که به هر چیز مطابق با ماهیت ذاتی آن چیز واکنش نشان می دهد.
* هدف سانسور مخالفت با انتقال تعصب آمیز اعتقادات مذهبی به سیاست و آشفتگی افکار است که نتیجه ی آن به شمار می آید.
*
شما می خواهید حکومت را نه بر خِرد آزاد بلکه بر ایمان استوار سازید، بگذارید خودِ مذهب به شیوه ی خود به سیاست بپردازد، اما شما این را هم نمی خواهید. مذهب باید از اقتدار دنیوی حمایت کند بدون آنکه اقتدارِ دنیوی خود را تابع مذهب کند. همین که مذهب را به وادی سیاست کشیدید، آنگاه وقاحتی آشکار، حتی غیر مذهبی خواهد بود، اگر بخواهید به صورت دنیوی تعیین کنید که چگونه مذهب باید در مسائل سیاسی عمل کند. 
*
اخلاقیات مبتنی بر خودسالاری اندیشه انسان است حال آنکه مذهب مبتنی بر دگرسالاری آن است.
*
قانونی که داشتن جهت گیری را مجازات می کند، نه تنها به خاطر انچه انجام می دهم بلکه جدا از اعمالم مرا برای آنچه می اندیشم، مجازات می کند. بنابراین قانونی آزاردهنده که وجودم را مورد تهدید قرار می دهد، به شرافت شهروند توهین می کند.
*
هیچ اعتقاد ناشایستی نباید در پس ظاهری شایسته پنهان بماند.
*
نخستین شرط اصلی برای آزادی خود شناسی است و خودشناسی بدون اعتراف درباره ی خود ناممکن است.
* شما بر کتاب ها چیره نیستید، کتابها بر شما چیره هستند. شما زائده ی بی اهمیت برای آنها هستید.
*هیچکس با آزادی مبارزه نمی کند، آنها با آزادی ِدیگران مبارزه می کنند.
*در قانون مطبوعات، آزادی مجازات می کند. در قانون سانسور، آزادی مجازات می شود. قانون مطبوعات سواستفاده از آزادی را مجازات میکند. قانون سانسور آزادی را به عنوان سواستفاده مجازات می کند.

*با اینکه سانسور ادعای شرافت دارند نه تنها مانع خودسرانگی نمی شود بلکه خودسرانگی را به قانون تبدیل می کند بزرگ تر ازخطر ِ خود سانسور هیچ خطری نیست که بتواند آن را دفع کند.
* سانسور مرا به نقض قانون موجود متهم نمی کند. او عقیده ی مرا محکوم می کند زیرا عقیده ی سانسورچی و مافوق های او نیست.
٭اگر یک شکل از آزادی رد شود همه آزادی رد شده و زیر سوال رفته است.

هیچ نظری موجود نیست: