شاید هنوز آینده ای برای خندیدن وجود داشته باشد.
آنچه انسان عامی درک نمی کند ودر انسان برتر تحقیر می کند این است که مثلا چطور انسان می تواند سلامت و آبروی خود را در راه عشق به شناخت و آگاهی به خطر اندازد. کشش انسان های برتر به طرف چیزهای استثنایی است چیزهایی که هیچ جذابیتی برای بسیاری از مردم ندارند و توجه آنجا را جلب نمی کند.
اینکه برای خوبی کردن یا بدی کردن فداکاری هایی انجام می دهیم ارزش نهایی اعمال ما را عوض نخواهند کرد این فداکاری را بنا به نیاز خودمان به قدرت و توان یا به خاطر حفظ احساس قدرت انجام می دهیم.
حالتی که به دنبال بدی کردن بر ما مستولی می شود به ندرت همانقدر خوشایند و مطبوع است که شور ودلپسندی حاصل از خوبی کردن. این نشانه ی آن است که ما هنوز کمبود قدرت داریم و نارضایتی و خشم ما این فقر را برملا می سازد. افق دید ما را چشم اندازهای انتقام، تمسخر، تنبیه و شکست پوشانده است.
مردم دوران های فاسد مردمی اهل تهمت و افترا هستند.آنها می دانند که می توانند بدون استفاده از خنجر و غافلگیری کسی را کشت. و همچنین می دانند مردم آنچه را که خوب بیان شود باور می کنند.
آنچه انسان عامی درک نمی کند ودر انسان برتر تحقیر می کند این است که مثلا چطور انسان می تواند سلامت و آبروی خود را در راه عشق به شناخت و آگاهی به خطر اندازد. کشش انسان های برتر به طرف چیزهای استثنایی است چیزهایی که هیچ جذابیتی برای بسیاری از مردم ندارند و توجه آنجا را جلب نمی کند.
اینکه برای خوبی کردن یا بدی کردن فداکاری هایی انجام می دهیم ارزش نهایی اعمال ما را عوض نخواهند کرد این فداکاری را بنا به نیاز خودمان به قدرت و توان یا به خاطر حفظ احساس قدرت انجام می دهیم.
حالتی که به دنبال بدی کردن بر ما مستولی می شود به ندرت همانقدر خوشایند و مطبوع است که شور ودلپسندی حاصل از خوبی کردن. این نشانه ی آن است که ما هنوز کمبود قدرت داریم و نارضایتی و خشم ما این فقر را برملا می سازد. افق دید ما را چشم اندازهای انتقام، تمسخر، تنبیه و شکست پوشانده است.
مردم دوران های فاسد مردمی اهل تهمت و افترا هستند.آنها می دانند که می توانند بدون استفاده از خنجر و غافلگیری کسی را کشت. و همچنین می دانند مردم آنچه را که خوب بیان شود باور می کنند.
در گذشت و بزرگواری نوعی خودخواهی وجود دارد که شدت آن برابر با خودخواهی نهفته در انتقام است و تنها کیفیت آن متفاوت است.
جذابیت و قوی ترین تاثیر زن به زبان فلاسفه تاثیر از راه دور است و لازمه این تاثیر قبل از هر چیزی فاصله و دوری است.
جذابیت و قوی ترین تاثیر زن به زبان فلاسفه تاثیر از راه دور است و لازمه این تاثیر قبل از هر چیزی فاصله و دوری است.
باید احترام را نیز همچون تحقیر فراگرفت.
انسان با خطاهایش تربیت شده است.
هر جا انسان عمل کرده است، انسان خواسته است.تنها از طریق موجوداتی که اراده دارند می توان عمل کرد. هر دردی انگیزه ای است از اراده(اراده ی عمل کردن، دفاع کردن، انتقام گرفتن، تهمت زدن)
نیایش برای کسانی ابداع شد که قادر به فکر کردن نبودند.
دروغ مرحله ای از تمدن ملت هاست.
اصولا مردم از روی عادت خواهان اسمی هستند تا اشیا برایشان قابل رویت باشد.
تحمل انتقاد نشانه بارز فرهنگ است.
مسائل بزرگ نیاز به عشقی بزرگ دارند و تنها روحیه های قوی، شفاف و مطمئن و با بنیانی مستحکم قادر به داشتن عشقی بزرگ هستند.
تعصب تنها نیروی اراده ای است که می توان در افراد ضعیف و مردد ایجاد کردزیرا تعصب نظام فکری و ذهنی انسان را هیپنوتیزم می کند.
هیچ چیز دموکراتیک تر و مردمی تر ازمنطق نیست. ملاحظه هیچ کس را نمی کند و ریز و درشت را درون یک کیسه می ریزد هرچندکه با نفرت ها و انزجارهای قوی و اجتماعی روبرو شوند.
وقتی مطلبی نوشته شود هدف درک آن نیست بلکه عدم درک آن نیز مد نظر است. هر متفکر واندیشمند برجسته و ممتاز مخاطبین خود را گزینش می کند وبا گزینش آنان باب درک و دریافت را بر روی انان می بندد.
انسان فاقد اخلاق باید از فاسد کردن معصومیت پرهیز کند.
انسان با خطاهایش تربیت شده است.
هر جا انسان عمل کرده است، انسان خواسته است.تنها از طریق موجوداتی که اراده دارند می توان عمل کرد. هر دردی انگیزه ای است از اراده(اراده ی عمل کردن، دفاع کردن، انتقام گرفتن، تهمت زدن)
نیایش برای کسانی ابداع شد که قادر به فکر کردن نبودند.
دروغ مرحله ای از تمدن ملت هاست.
اصولا مردم از روی عادت خواهان اسمی هستند تا اشیا برایشان قابل رویت باشد.
تحمل انتقاد نشانه بارز فرهنگ است.
مسائل بزرگ نیاز به عشقی بزرگ دارند و تنها روحیه های قوی، شفاف و مطمئن و با بنیانی مستحکم قادر به داشتن عشقی بزرگ هستند.
تعصب تنها نیروی اراده ای است که می توان در افراد ضعیف و مردد ایجاد کردزیرا تعصب نظام فکری و ذهنی انسان را هیپنوتیزم می کند.
هیچ چیز دموکراتیک تر و مردمی تر ازمنطق نیست. ملاحظه هیچ کس را نمی کند و ریز و درشت را درون یک کیسه می ریزد هرچندکه با نفرت ها و انزجارهای قوی و اجتماعی روبرو شوند.
وقتی مطلبی نوشته شود هدف درک آن نیست بلکه عدم درک آن نیز مد نظر است. هر متفکر واندیشمند برجسته و ممتاز مخاطبین خود را گزینش می کند وبا گزینش آنان باب درک و دریافت را بر روی انان می بندد.
انسان فاقد اخلاق باید از فاسد کردن معصومیت پرهیز کند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر