۲۹.۸.۰۴

جلال ستاری

غرور موجب محدودیت هوش می شود یعنی در بازپسین تحلیل آن را نابود می کند. کار ویژگی های اساسی هوش را از بین می برد و احتمالا ساز و کارهای سطحی آن را بر سبیل استهزا یا به صورتی سخریه آمیز باقی می گذارد. 
**
تصدیق مرگ خویش بهتر از تظاهر کردن به زنده بودن است. 
**
برادران گنکور گفته اند تاریخ رمانی است که در زمان گذشته روی داده است و رمان، تاریخی است که ممکن بود تحقق یابد.
**
هر کس از ظن خود یار زن شده است. به عنوان مثال زن ستیزی بعضی سخنوران نامدار دوران ماست که با دیانت میانه ای ندارند اما همچنان بسان پاره ای گویندگان و نویسندگان روزگاران گذشته که از زن و مکر زن نفرت و بیم داشتند، در زن به چشم تخفیف و تحقیر می نگرند.
**
زن، مردی نیست که از بد حادثه جنس دوم شده باشد.این تصور مرده ریگی است که از بینش مردسالارانه ی فروید به ما رسیده و سرود یاد مستان داده است. 
**
سعدی که از قید و بند زمان و مکان آزادتر بوده بسیاری از ادبای فکور مغرب زمین را به یاد خوانندگان فرنگی می آورده است. و اینان سبک سخن او را به خویشتن دیده و وجه مشابهتی میان طرز فکر خود و او دیده

هیچ نظری موجود نیست: