۱۸.۸.۹۹

خرخاکیها یونجه ها و کلاغ ها

 

ای غریب

اندیشیدن تنهایی ست

**

پیروزی از کدام طرف بود؟

این را

از ابر و باد،

از آفتاب و زلزله،

از مرگ نیز بپرسید

***

اکنون

هنگام ادّعا نیست؛

یک دَم درنگ :

زیرا که آفتاب

از دودِ آهِ ما سیاه نخواهد شد؛

زیرا که خاک

با ناله های ما

پرت از مدار نخواهد افتاد؛

***

روی آورده به رستاخیزِ وجدان!

»؟ وجدانِ چه کسی « : و تو می پرسی

نه، نه، ای دوست، میندیش به آن،

چونکه همواره یک تن هست

که برد رنجِ نادانیِ میلیونها تن را با خویش.

***

آسمان در تسخیرِ انسان است

و زمین در تسخیرِ ماشین؛

الفتِ ماشین و انسان

می دهد عالم را آبادانی؛

»! شعر گفتن بیماری ست

***

زیرا که من هم یادگارِ دوره ای هستم

که دستها در خود همه خنجر

بودند؛

لبها همه طاعون

**

مفهومِ جست و جو چیست؟

این پرسشی ست مُرده، که دیگر

پروانه های شاد و پرستوها را

با آن دمی درنگ نمی خواهم؛

زیرا که پاسخِ آن را

خود قرنهای قرن

در زیرِ سقفها

به تأمّل نشانده ام.

مفهومِ جست و جو را می خواهی؟

یا جست و جو را؟

یا آنچه را که باید

»؟ در جست و جو بیابی

**

وُآن گربۀ تکیدۀ خاموش

از روحِ مادر خود می پرسد:

ما گربه ها «

از کِی،

»؟ کجا و در چه حادثه ای خانگی شدیم

شاید که روحِ مادرِ او می گوید:

نفرین به مِهر باد و نوازش !

شاید که باز ماهیِ قرمز

در تُنگِ آب

با انتظارِ قصّۀ دریا

از مهرِ آب، غرقِ نوازش می ماند.

***

رنجِ ما بیهوده ست؛

اگر این حادثه باید می شد،

و چنین شد که تو می بینی،

- رنجِ بیهوده و نادانیِ آگاهانه،

هیچ نظری موجود نیست: