ای غریب
اندیشیدن تنهایی ست
**
پیروزی از کدام طرف بود؟
این را
از ابر و باد،
از آفتاب و زلزله،
از مرگ نیز بپرسید
***
اکنون
هنگام ادّعا نیست؛
یک دَم درنگ :
زیرا که آفتاب
از دودِ آهِ ما سیاه نخواهد شد؛
زیرا که خاک
با ناله های ما
پرت از مدار نخواهد افتاد؛
***
روی آورده به رستاخیزِ وجدان!
»؟ وجدانِ چه کسی « : و تو می پرسی
نه، نه، ای دوست، میندیش به آن،
چونکه همواره یک تن هست
که برد رنجِ نادانیِ میلیونها تن را با خویش.
***
آسمان در تسخیرِ انسان است
و زمین در تسخیرِ ماشین؛
الفتِ ماشین و انسان
می دهد عالم را آبادانی؛
»! شعر گفتن بیماری ست
***
زیرا که من هم یادگارِ دوره ای هستم
که دستها در خود همه خنجر
بودند؛
لبها همه طاعون
**
مفهومِ جست و جو چیست؟
این پرسشی ست مُرده، که دیگر
پروانه های شاد و پرستوها را
با آن دمی درنگ نمی خواهم؛
زیرا که پاسخِ آن را
خود قرنهای قرن
در زیرِ سقفها
به تأمّل نشانده ام.
مفهومِ جست و جو را می خواهی؟
یا جست و جو را؟
یا آنچه را که باید
»؟ در جست و جو بیابی
**
وُآن گربۀ تکیدۀ خاموش
از روحِ مادر خود می پرسد:
ما گربه ها «
از کِی،
»؟ کجا و در چه حادثه ای خانگی شدیم
شاید که روحِ مادرِ او می گوید:
نفرین به مِهر باد و نوازش !
شاید که باز ماهیِ قرمز
در تُنگِ آب
با انتظارِ قصّۀ دریا
از مهرِ آب، غرقِ نوازش می ماند.
***
رنجِ ما بیهوده ست؛
اگر این حادثه باید می شد،
و چنین شد که تو می بینی،
- رنجِ بیهوده و نادانیِ آگاهانه،
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر