۱۶.۷.۹۹

.طلبکارها آگوست سترینگ برگ

من مثل زخمی هستم که سرش باز است، نمی توانم لمس شدن را تحمل کنم.

***

من معلم زبان های مرده هستم

***

تو ترکه ای از تنه ی من بودی که پیش از اینکه برای خود ریشه ای پیدا کنی می خواستی مستقل باشی ولی تونمی توانستی خود به خود رشد کنی

***

کسی نمی تواند از خاطره های کس دیگر فرار کند.

ترجمه ی عباس نعلبندیان

هیچ نظری موجود نیست: