۲۹.۶.۹۹

دیوان فرخی یزدی

 داد ملت دادگر بستاند از بیدادگر

دادخواه ار در اروپ و ملت امریک نیست.

***

بدبختی ما تنها از خارجه چون نبود

هر شکوه که ما داریم از داخله باید کرد

***

مرا شد نیستی هستی، بلندی جستم از پستی

***

آخر ای مظلوم از مظلوم خود یاد کن

چون ببینی ظالم از ظالم حمایت می کند

***

در پیشگاه اهل خرد نیست محترم

هر کس که فکر جامعه را محترم نداشت

***

بت پرست خوب به از خودپرست بد، رفیق

یار بد بدتر بودم صد بار از اغیار خوب

***

یک ملک بی عقیده و یک شهر چاپلوس

یا رب بلا برای چه نازل نمی شود؟

***

دل تماشایی تو دیده تماشایی دل

من به فکر دل و خلقی به تماشای من است. 

***

عاقلی چون در محیط ما بود دیوانگی

زین سبب چندی خردمندانه مجنون می شود

***

با آنکه به روی گنج منزل دارد

بدبخت و فقیرتر از ایرانی نیست

هیچ نظری موجود نیست: