این فکر به آدمی دست داده که تنها وقتی افسانه ها و ایدئولوژی ها بی اعتبار شوند آن زمان است که انسان تا کنون بیمار و از خود بیگانه شده سلامت خواهد یافت.
***
بزرگترین انسان نیز همچون خردترین انسان در چیزی با ما خویشی دارد.
***
همواره انسان است که بر انسان فرمانروایی می کند و نه خدا و حقیقت مطلق در جهان.
***
واقعیت موضوع دانش است و نه موضوع اعتقاد و ایمان
***
عشق نفع خود را نمی جوید
**
اگر فلسفه وجود نمی داشت بسیاری از سیاستمداران آسان تر می توانستند به فعالیت زیان بار خود ادامه دهند.
***
در محدودیت خود ماندن معنایش استقلال نیست. استقلال انسان را به درگیری با مسائل جهان فرا می خواند. اقتضای روز را از دیده دور نمی دارد. آنجا که سرنوشت مساعد می نماید خطر می کند تن به وضعیت های مخاطره آمیز می دهد تا بلکه بر آنها سر شود.
***
استقلال انسان فیلسوف وقتی غلط انداز است که غرور در آن باشد. در انسان اصیل آگاهی از استقلال همواره توام با وقوف به ضعف است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر