۱۸.۵.۹۹

چای با طعم خدا عرفان نظر آهاری

 دوست، واژه است
واژه ای که از لب فرشته ها چکيده است
دوست،نامه است
***
آفتاب را نمی شود
توی کيسه ای
جمع کرد و بُرد
ابر را نمی شود
مثل کهنه ای
توی مشت خود فشرد
***
شکل نوری و شبيه باد
توی هيچ چيز جا نمی شوی
تو کنار من، کنار او، ولی
تو تويی و هيچ وقت
ما نمی شوی
***
جز دلت که لازم است
هيچ چيز با خودت نمی بری،نبَرَ، ولی
از سفر که آمدی
راه با خودت بيار
راه های دور و سخت
خسته ايم از اين همه
جاده های امن و راه های تخت

هیچ نظری موجود نیست: