۱۸.۳.۹۹

درمان شوپنهاور اروین د یالوم

رواقیون می گفتند ما به محض تولد مردن را آغاز می کنیم.
***
بنیان های استوار جهان بینی ما و در نتیجه ژرف یا سطحی بودنش در سال های کودکی شکل می گیرد.
***
مواقعی است که کودکان، زندانیان بی گناهی به نظر می آیند که نه به مرگ بلکه به زندگی محکومند.
**
گزینه ها آدمی را محدود می کنند و در برابر هر آری، نه ای باید باشد.
***
یک زن واقعا زیبا آنقدر برای ظاهرش تحویل گرفته می شود و پاداش می گیرد که از پرورش سایر بخش های وجودی اش غافل می ماند. اعتماد به نفس و احساس موفقیتش بسیار سطحی است و ازعمق پوستش فراتر نمی رود در نتیجه به محض زائل شدن زیبایی، حس می کند دیگر چیزی برای پیش کش به دیگران ندارد. نه هنر جالب بودن را در خود پرورش داده نه هنر جلب توجه دیگران را.
***
هر چه دارایی درونی فرد بیشتر باشد، کمتر از دیگران می خواهد.
***
وقتی دیگران ما را متوجه رفتاری می کنند که خودمون ازش اگاه نیستیم اغلب حالت دفاعی می گیریم.
***
یقین پیدا کن که داوری های ذهنی ات داوری های عینی را از چشمت پنهان نکند.
***
شوپنهاور: نیروی جنسی برای ایجاد مزاحمت به وسیله ی محملات خود و مختل کردن گفتگوی دولتمردان و کندوکاو دانشمندان هیچ فرصتی را از دست نمی دهد. روزی نیست که ارزشمند ترین روابط را نابود نکند. در واقع وجدان را از کسانی که پیشتر آبرودار و شرافتمند بوده اند می رباید.
***
شوپنهاور هرگز ازدواج نکرد ولی از پاکدامنی وپرهیزگاری هم به دور بود در نیمه ی نخست زندگی اش از لحاظ جنسی بسیار فعال بود حتی شاید نیروی جنسی تنها انگیزه اش بود. . وقتی انقدر از سوی زنان پس زده شد سرانجام اشتیاق جنسی را با سرشکستگی و تحقیر مرتبط کرد.
***
شوپنهاور: پایان حقیقی هر داستان عاشقانه ای این است که کودکی پس انداخته شود
***
شوپنهاور: اگر رازم را مسکوت نگه دارم آن راز زندانی من است. اگر بگذارم از دهانم خارج شود این منم که زندانی آنم.
***
اگر نمی خواهیم بازیچه ی دست هر فرومایه و تهی مغزی باشیم، اصل اول این است که محتاط و دست نیافتنی بمانیم
***
شوپنهاور: پزشکان دو دست خط دارند : به زحمت خوانا برای نوشتن نسخه ها و روشن و خوانا برای نوشتن صورتحساب ها
***
بخشیدن گناه یک نفر برای خطایی که در حق دیگری مرتکب شده، یه چیزه و بخشیدنش وقتی خودت قربانیش باشی یه چیز
دیگه. 

هیچ نظری موجود نیست: