عشق و داستان های عاشقانه نیز در شاهنامه جایی خاص خود را دارد بر خلاف پندار نادرست آنان که در منظومه های رزمی ورود داستان های بزمی را نامناسب می انگارند وقتی حماسه سرگذشت افراد انسان است چگونه زندگی انسان خالی از عشق صورت پذیر تواند بود؟
***
هنری ماسه می گوید: هیچ حماسه ی ملی نبوغِ نژاد خود را با چنین دقت و صحت منعکس نساخته است. گذشته از آن وقتی انسان اصالت و عمق احساسات، عظمت اندیشه ها و شجاعتی را که در سراسر شاهنامه نفوذ کرده است در نظر بیاورد بر این عقیده می شود که شاهنامه متعلق به ایران نیست، بلکه به تمام ملت های متمدن تعلق دارد و جا دارد که شاعر ایرانی در ردیف بزرگترین تسلی دهندگان ِ ملت ها قرار گیرد.
***
هر قدر پسندها و کمال مطلوب آدمی والاتر باشد بی گمان قهرمانان محبوب وی برتر و شریف ترند
***
آنچه اساس کار است این نیست که زندگانی خوش بگرد یا ناخوش، اصل آن است که در خدمت خوبی به سر رود.
***
اسفندیار برای رسیدن به فرمانروایی حق دارد ولی از راه درست به تحصیل حق خود نمی کوشد. هماهنگی میان هدف و وسیله در دوران داستانی شاهنامه با دقت مورد نظر بوده است. اگر هدف پاکیزه بود، می بایست وسیله ی دست یافتن به آن نیز پاکیزه باشد.
***
تولستوی سالها پیش درک می کرد که نوشت: هنر، لذت سرگرمی نیست. هنر موضوع بزرگی است. هنر یک عضو حیات انسانی است که شعور معقول انسان ها را به حوزه ی احساس منتقل می کند.
***
هارتمن: هنر چیزی است که باطنی را در ظاهری نمایان می سازد.
***
فرورفتن در سنت های شعری و تقید به آنها به حدی که مانع هر گونه ابداع و پرواز ذوق و فکر شود پسندیده نیست و مخالف روح شعر است که مبنی است بر آزادی طبع و قریحه.
***
هنری ماسه می گوید: هیچ حماسه ی ملی نبوغِ نژاد خود را با چنین دقت و صحت منعکس نساخته است. گذشته از آن وقتی انسان اصالت و عمق احساسات، عظمت اندیشه ها و شجاعتی را که در سراسر شاهنامه نفوذ کرده است در نظر بیاورد بر این عقیده می شود که شاهنامه متعلق به ایران نیست، بلکه به تمام ملت های متمدن تعلق دارد و جا دارد که شاعر ایرانی در ردیف بزرگترین تسلی دهندگان ِ ملت ها قرار گیرد.
***
هر قدر پسندها و کمال مطلوب آدمی والاتر باشد بی گمان قهرمانان محبوب وی برتر و شریف ترند
***
آنچه اساس کار است این نیست که زندگانی خوش بگرد یا ناخوش، اصل آن است که در خدمت خوبی به سر رود.
***
اسفندیار برای رسیدن به فرمانروایی حق دارد ولی از راه درست به تحصیل حق خود نمی کوشد. هماهنگی میان هدف و وسیله در دوران داستانی شاهنامه با دقت مورد نظر بوده است. اگر هدف پاکیزه بود، می بایست وسیله ی دست یافتن به آن نیز پاکیزه باشد.
***
تولستوی سالها پیش درک می کرد که نوشت: هنر، لذت سرگرمی نیست. هنر موضوع بزرگی است. هنر یک عضو حیات انسانی است که شعور معقول انسان ها را به حوزه ی احساس منتقل می کند.
***
هارتمن: هنر چیزی است که باطنی را در ظاهری نمایان می سازد.
***
فرورفتن در سنت های شعری و تقید به آنها به حدی که مانع هر گونه ابداع و پرواز ذوق و فکر شود پسندیده نیست و مخالف روح شعر است که مبنی است بر آزادی طبع و قریحه.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر