۸.۱۱.۹۷

آنارشیست جورج وودکاک

کروپوتکین در اواخر قرن نوزدهم چنین گفت: تکامل آن چنانکه ادعا می کنند  هرگز آنقدرها آهسته و یکنواخت گام بر نمی دار. تکامل و انقلاب به تناوب می آیندو آنقلاب ها یعنی دوره های شتاب گرفته ی تکامل-درست به اندازه ی دوره هایی که تکامل بسیار آرامتر انجام می گیرد.
***
کروپوتکین: آنارشیست ها جامعه ای را در تصور دارند که در آن همه ی روابط متقابل اعضایش نظم گرفته باشد آنهم نه از طریق قوانین، یا به دست اقتدارگران خود گماشته یا برگزیده، بلکه به وسیله ی توافقهای متقابل میان اعضای آن جامعه و به وسیله ی مجموعه ای از رسوم و عادات اجتماعی  که با قوانین و جریان یکنواخت و عادی امور و خرافات متحجر نشده باشند، بلکه بر حسب مقتضیات همواره فزاینده ی زندگی آزاد و مدام در راه اصلاح و تنظیم باشند.
***
پین از حکومت به منزله ی مانعی بر سر راه میل طبیعی به جامعه یاد می کند و مدعی است: کاملترین تمدن تمدنی است که که کمترین فرصت و موقعیت را برای حکومت باقی بگذاردچون بیشتر می تواند به امور خویش نظم ببخشد و بر خود حاکم باشد
***
گادوین: نباید فراموش کنیم که حکومت یک شر است که داوری شخصی و شعور فردی نوع بشر را غصب کرده است. اما دموکراسی به آدمی آگاهی از ارزش خویش را باز می گرداند و دولت را بر آن می دارد که مردم را نه به مثابه ی دشمنانی تلقی کند که باید در مقابل آنها مواظب خود باشد، بلکه آنها را مانند برادرانی بداند که شایسته ی یاری کردن اند.
***
!پرودون: مالکیت، دزدی است.
***
باکونین: جامعه ی کامل حکومت ندارد، بلکه فقط نهاد دارد، قانون ندارد بلکه فقط تعهد لازم دار، مجازات ندارد بلکه تمهیداتی برای اصلاح دارد.
***
وقتی انسانها معتاد به وابستگی شوند ترس از مسئولیت تبدیل به بیماری روانی می شود
***
تولستوی: شعار روشن اندیشان راستین این نیست که فرهنگ پدید آور تا عدالت به وجود آید بلکه عدالت پدید آور تا فرهنگ به وجود آید.
***
پبساکانه: مردم وقتی تحصیل و آموزش دیده باشند آزاد نخواهند شد بلکه وقتی دانش می آموزند و کمال می یابند که آزاد باشند. 

هیچ نظری موجود نیست: