رهروان خسته را احساس خواهم داد
ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت
***
خورشید
در پشت پلک های من اعدام می شود
***
می دانی
پرنده را بی دلیل اعدام می کنی
در ژرف تو
آینه ایست
که قفس ها را انعکاس می دهد
***
کاش تردید سلام تو نبود
***
دشمن گرچه خون می ریزد
ولی از جوشش خون می ترسد
مثل خو باش
بجوش
***
ویرانگری اساس نبرد است
ویرانگری نوید آبادی
هر آنچه ساختند
از خشت خشت
ویران باد
ای لاله های میهن من
***
یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد؟
معلم ناله آسا گفت بچه ها در جزوه های خود بنویسید:
یک با یک برابر نیست
***
باید که قلب ما
سرود و پرچم ما باشد
***
باید که در هجوم هرزه علف
درخت بمانی
ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت
***
خورشید
در پشت پلک های من اعدام می شود
***
می دانی
پرنده را بی دلیل اعدام می کنی
در ژرف تو
آینه ایست
که قفس ها را انعکاس می دهد
***
کاش تردید سلام تو نبود
***
دشمن گرچه خون می ریزد
ولی از جوشش خون می ترسد
مثل خو باش
بجوش
***
ویرانگری اساس نبرد است
ویرانگری نوید آبادی
هر آنچه ساختند
از خشت خشت
ویران باد
ای لاله های میهن من
***
یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد؟
معلم ناله آسا گفت بچه ها در جزوه های خود بنویسید:
یک با یک برابر نیست
***
باید که قلب ما
سرود و پرچم ما باشد
***
باید که در هجوم هرزه علف
درخت بمانی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر