آگوستینوس پاسخ می دهد که انسان دست کم نسبت به وجود خود شناخت یقینی دارد حتی اگر فرض کنیم که نسبت به وجود موجودات دیگر یا خدا شک دارد، خود شک کردن او حاکی از این است که او وجود دارد چون اگر وجود نمی داشت می توانست شک کند.
*
حکمت مربوط ب نظر و معرفت مربوط به عمل است.
*
من نمی خواهم بفهمم برای آنکه ایمان بیاورم، بلکه ایمان می آورم تا بفهمم.
*
چیزی که نمی توان تصور کرد که وجود ندارد بزرگتر از چیزی است که می توان تصور کرد وجود ندارد. بنابر این از آنجا که خدا آن چیزی است که بزرگتر از آن قابل تصور نباشد، نمی توان تصور کرد که خدا وجود ندارد.
*
توانایی دروغ گفتن را باید ضعف و نقص نامید نه قدرت و کمال
*
شناخت فلسفی و شناخت ِ جدلی ِ کلامی شناختی راجع به خدا هستند. تجربه ی خدا یا شنات مستقیم خدا که در تجربه ی عرفانی، شناختی عاشقانه یا عشقی آگاهانه به خدا، به دست می آید همچنان در مرتبه ی بالاتری قرار دارد.
*
گروس تست این توضیح دقیق را می دهد که صورت هر چیز بودن خدا این طور نیست که داخل در جوهر آنها باشد و با ماده ی آنها متحد باشد بلکه صرت مثالی آنهاست. خدا بر همه ی مخلوقات تقدم دارد اما تقدم را باید به این معنا فهمید که خدا ازلی است و مخلوقات زمانمندند
*
بت پرستان و بی دینان بیش از اینکه وجود خدا را انکار کنند دارای تصور خطایی از خدا هستند. اما در مورد بی خردان چه می گویید؟ بی خردان مثلا می بیند که کافران همیشه در این جهان کیفر نمی بینند یا دست کم یا دست کم آنها در این جهان گاهی خوشبخت تر از هر آدم خوبی به نظر می رسند از این نتیجه می گیرند که در این جهان هیچ مشیت الهی و هیچ حکمرانی وجود ندارد
*
حکمت مربوط ب نظر و معرفت مربوط به عمل است.
*
من نمی خواهم بفهمم برای آنکه ایمان بیاورم، بلکه ایمان می آورم تا بفهمم.
*
چیزی که نمی توان تصور کرد که وجود ندارد بزرگتر از چیزی است که می توان تصور کرد وجود ندارد. بنابر این از آنجا که خدا آن چیزی است که بزرگتر از آن قابل تصور نباشد، نمی توان تصور کرد که خدا وجود ندارد.
*
توانایی دروغ گفتن را باید ضعف و نقص نامید نه قدرت و کمال
*
شناخت فلسفی و شناخت ِ جدلی ِ کلامی شناختی راجع به خدا هستند. تجربه ی خدا یا شنات مستقیم خدا که در تجربه ی عرفانی، شناختی عاشقانه یا عشقی آگاهانه به خدا، به دست می آید همچنان در مرتبه ی بالاتری قرار دارد.
*
گروس تست این توضیح دقیق را می دهد که صورت هر چیز بودن خدا این طور نیست که داخل در جوهر آنها باشد و با ماده ی آنها متحد باشد بلکه صرت مثالی آنهاست. خدا بر همه ی مخلوقات تقدم دارد اما تقدم را باید به این معنا فهمید که خدا ازلی است و مخلوقات زمانمندند
*
بت پرستان و بی دینان بیش از اینکه وجود خدا را انکار کنند دارای تصور خطایی از خدا هستند. اما در مورد بی خردان چه می گویید؟ بی خردان مثلا می بیند که کافران همیشه در این جهان کیفر نمی بینند یا دست کم یا دست کم آنها در این جهان گاهی خوشبخت تر از هر آدم خوبی به نظر می رسند از این نتیجه می گیرند که در این جهان هیچ مشیت الهی و هیچ حکمرانی وجود ندارد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر