زندگی از موقعیت های درست شده که ناراحت کننده ترین اتفاقات در نامناسب ترین زمان ها روی می دهد./
خانه تو آنجایی نیست که در آن متولد می شوی، خانه تو آن است که وقتی به عقل می رسی و می توانی تصمیم بگیری که چه چیز را دوست داری و چه چیز را دوست نداری، خودت برای بقیه ی سالهای عمرت انتخاب می کنی./
می خواهم به تنهایی مرتکب اشتباه بشوم./
در اینجا مردم مسائل را با خوردن حل و فصل می کنند./
انسان های خوب و یا بد وجود ندارند. فقط لحاظاتی وجود دارد که طی آن ما خوب هستیم یا بد./
موفقیت به هیچ وجه نمی تواند دلیل موجهی برای زنده ماندن باشد./
عشق یکطرفه کافی نیست. انسان نباید روح خود را دو دستی تقدیم کسی کند که قصد ندارد روحش را تقدیم کند. کسی که هدیه نمی دهد، قدر هدیه را نمی داند. عشق یک گفتار دو نفری است نه یک تک گفتار./
اگر شکمت یا پایت درد بگیرد همه سعی می کنند مهربان باشد و خدمتی انجام دهند. ولی اگر روحت لطمه ببیند هیچکس کمکت نمی کند. برعکس با نظر خاصی نگاهت می کنند: گویی که رنج روحی چیزی شنیع یا مبتذل است./
هر کس تراژدی مربوط به خود را درک می کند نه تراژدی دیگران را. این کاملا بی فایده اس که به کسی که یک دست خود را از دست داده بگوییم:فلانی هم دوتا دست ندارد. چرا که او چنین فکر خواهد کرد: من برای دستخودم رنج می کشم نه برای دست های دیگران./
هیچکس برای درست کردن و به دنیا اوردنت از تو اجازه ای نمی خواهد. فقط تو را به دنیا می اورند همین. انتظار دارند که به خاطر این کار ممنونشان باشی چرا که "زندگی عطیه خداوند است."/
مهم آن نیست که وجود داشته باشی مهم آن است که به دیگران ثابت کنی وجود داری.
خانه تو آنجایی نیست که در آن متولد می شوی، خانه تو آن است که وقتی به عقل می رسی و می توانی تصمیم بگیری که چه چیز را دوست داری و چه چیز را دوست نداری، خودت برای بقیه ی سالهای عمرت انتخاب می کنی./
می خواهم به تنهایی مرتکب اشتباه بشوم./
در اینجا مردم مسائل را با خوردن حل و فصل می کنند./
انسان های خوب و یا بد وجود ندارند. فقط لحاظاتی وجود دارد که طی آن ما خوب هستیم یا بد./
موفقیت به هیچ وجه نمی تواند دلیل موجهی برای زنده ماندن باشد./
عشق یکطرفه کافی نیست. انسان نباید روح خود را دو دستی تقدیم کسی کند که قصد ندارد روحش را تقدیم کند. کسی که هدیه نمی دهد، قدر هدیه را نمی داند. عشق یک گفتار دو نفری است نه یک تک گفتار./
اگر شکمت یا پایت درد بگیرد همه سعی می کنند مهربان باشد و خدمتی انجام دهند. ولی اگر روحت لطمه ببیند هیچکس کمکت نمی کند. برعکس با نظر خاصی نگاهت می کنند: گویی که رنج روحی چیزی شنیع یا مبتذل است./
هر کس تراژدی مربوط به خود را درک می کند نه تراژدی دیگران را. این کاملا بی فایده اس که به کسی که یک دست خود را از دست داده بگوییم:فلانی هم دوتا دست ندارد. چرا که او چنین فکر خواهد کرد: من برای دستخودم رنج می کشم نه برای دست های دیگران./
هیچکس برای درست کردن و به دنیا اوردنت از تو اجازه ای نمی خواهد. فقط تو را به دنیا می اورند همین. انتظار دارند که به خاطر این کار ممنونشان باشی چرا که "زندگی عطیه خداوند است."/
مهم آن نیست که وجود داشته باشی مهم آن است که به دیگران ثابت کنی وجود داری.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر